👉
@domgadan 👈
دمجنبونک 🐒 به ویترین شیرینی فروشی نگاه کرد، یه تیکه شیرینی توت فرنگی باقی مونده بود، به فروشنده نشونش داد و گفت با خودش میبردش. یه لیوان قهوه هم گرفت و زد بیرون.
هوا سرد بود و گرما و عطر و طعم قهوه حالش رو خوب کرد.
شیرینی چند قسمت داشت. لایه پایین محکم بود، بعد یه لایه خامه بود که روش پر از توت فرنگی بود و با لایه ژله قرمز رنگ و ترش پوشیده شده بود. 🐒 یه تیکه از شیرینیش خورد و به شباهت زندگی و این شیرینی فکر کرد. بعضی ها اول توت فرنگی های لایه بالا رومیخوردن و میرسیدن به لایه خشک پایین، بعضی ها همه رو با هم میخوردن و تا آخر شیرینی طعم خوشش رو داشتن.
👉
@domgadan 👈