برای مادرم که دیگر پناه خستگیهایـم نیست...
دیگر صدایش را ندارم که با شنیدنش آرام بگیرم، دیگر آغوشش نیست تا تمام خستگیهایم را به آن بسپارم، اما هنوز هر وقت دلم میگیرد، ناخودآگاه دلم دنبال همان جایی میگردد که نامش «مادر» بود...
مادر جان، تو رفتی و من ماندم با دلتنگیهایی که هیچوقت تمام نمیشوند... با خاطراتی که هر بار مرورشان میکنم، هم دلم گرم میشود و هم چشمهایم خیس...
عزیز آسمانی من، کاش میشد فقط برای چند لحظه دوباره صدایت کنم و بگویم: «مامان، دلم برایت خیلی تنگ شده...» 🤍🕊️
پنجشنبهها سهم دلهاییست که کسی را در آسمان دارند... فاتحهای مهمان روح همه ی عزیزان آسمانی کنیم. 🤍
❥@darsoog_m_f❥
Post #18088
150
- ❤ 5
- 😭 2
- 💘 2
- 🔥 1
- 🥰 1
- 👌 1
- 🕊 1
- 😍 1
- ❤🔥 1
- 😘 1