TGViewer
Careless Whispers Careless Whispers @dancingechoes · 196 subscribers
Post #650 220
«تو به آفتاب مانی ز کمال حسن طلعت
که نظر نمی‌تواند که ببیندت کماهی»

سعدی داره می‌گه تو از شدت زیبایی شبیه آفتاب می‌مونی؛ و چشم نمی‌تونه تو رو ببینه، «کماهی»؛ یعنی مانند آن‌چه او هست. یعنی همون‌ طور که آدمی‌زاد نمی‌تونه آفتاب رو ببینه چون زیبایی‌ش چشم رو می‌زنه، تو رو هم نمی‌شه مستقیم نگاه کرد.
اگر فکر می‌کنید زیبایی این بیت در همین چند خط خلاصه شده، صبر کنید! سعدی توی مصراع دوم از لفظ عربی «کماهی» استفاده کرده. کَ ما هِیَ. «مانند آن‌چه اوست». ولی اگر سعی کنیم این واژه رو با تلفظ فارسی بخونیم، انگار می‌شه گفت «که ماهی». «که نظر نمی‌تواند که ببیندت که ماهی»؛ چشم نمی‌تونه تو رو ببینه چون که ماه هستی! و حالا این واژه‌ی ماه، با «آفتاب» در مصرع اول تناسب داره.
:))))))
آخ سعدی! یعنی تو به همه‌ی اینا فکر کرده بودی؟
  • ❤ 12
  • 💘 2
More from @dancingechoes
  1. Oct 5, 2026سلفی با پاییز.🌳🍁
  2. Oct 4, 2026Careless Whispers pinned ««من اون رگ‌های پرآوازو می‌بوسم.»»
  3. Oct 4, 2026«من اون رگ‌های پرآوازو می‌بوسم.»
  4. Oct 4, 2026«تو رو می‌بوسم ای پاکیزه‌ی عریان.»
  5. Oct 4, 2026مرز قصه‌های کهنه. گل‌برگ زودرنج. لیلاوار. تن یخ‌بسته‌ی پرواز. رگ‌های پرآواز. پاکیزه‌ی عریا…
  6. Oct 4, 2026document post
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →