مولانا یه شعری داره که شبهایی که خوابم نمیبره یادش میفتم:
«همه خفتند و منِ دلشده را خواب نبُرد
همهشب دیدهی من بر فلک اِستاره شمرد
خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید
خواب من زهر فراق تو بنوشید و بمرد...»
امروز داشتم بهش فکر میکردم و توجهم به این ترکیب جلب شد: «زهرِ فراق». عجب توصیفی. عجب تشبیهی. چقدر موجز و صریح و صحیح! واقعاً زهر فراق.
Post #563
283
- 💘 8
- ❤ 2