در روز جهانی دوستداران کتاب خواستم بگم در زندگیم هیچ چیزی رو شگفتانگیزتر از کتابها و داستانها ندیدم. یک بار توی سه و نیم سالگی مامانت اولین قصه رو واسهت تعریف میکنه، توی پنج سالگی خالهت اولین کتاب داستان رو واسهت میخره و بعد کل زندگیت تغییر میکنه. یهو به خودت میآی و میبینی توی بیست و پنج سالگی همهچیز زندگیت یه جوری به کتابها مربوط میشه. تک به تک دوستهات رو کتابها بهت دادن. تمام شغلهایی که تا الان داشتی یه سرش به کتاب میرسیده. بهترین خاطرات نوجوونیت رو کتابها ساختن و داستانها در نهایت هر بار از تهته تاریکی نجاتت دادن.
جدای از اینها، اجتماعی که کتابها میسازن شگفتانگیزه. کتابخوان با کتابخوان دوسته، با نویسنده دوسته، نویسنده با کتابفروش دوسته، کتابفروش با مترجم دوسته، مترجم با مخاطب دوسته. انگار یه نخ نامرئی هست که همه رو به هم وصل میکنه. فنتستیک.
Post #544
225
Forwarded from Independent☔️
- ❤ 8
- 🍓 1