دل تنگ تر از ابرم و آواره تر از باد
دیری ست که ای عشق، ❤️
مرا برده ای از یاد😔
در شهرِ خود آن قدر غریبم که پس از تو
حتّی گذرِ ابر به این خانه نیفتاد
این دشت که روییده در آن لاله ی عاشق
کوهی ست فروریخته از تیشهیِ فرهاد
پرسید یکی نام و نشانم به ترحّم
گفتم: «که غریبی ز خیابان غم آباد
رسوای جهان، باختهیِ بازی تقدیر
دلسوخته از آتش بی مهری و بیداد»
سوزاندی و آتش زدی ای عشق، دلم را
دیگر سخنی نیست به جز، دست مریزاد
هی آه پیِ آه کشیدم من و افسوس!
کی آه در آن سنگ گران، کارگر افتاد؟
تقدیر من این است که یک روز بگویند:
«آن شاعر مجنون شده از عشق تو جان داد»
می خواهم ات ای عشق تو را تا نفسی هست
«تا بوده چنین بوده و تا هست چنین باد»!
.
Post #44518
14
- ❤ 7
- 🥰 4
- 💘 3
- 👍 2
- 🔥 2
- 🍓 2
- 😘 2
- 🤩 1
- 🙏 1
- 🕊 1
- 💯 1