🖊 یاداشت یک پسر دیالیزی:
۷ درسی که از دستگاه دیالیز کلیه یاد گرفتم؛ درسهایی که فکر میکردم شاید در ۶۰ سالگی یاد بگیرم:
من یک پسر ۱۹ ساله هستم. هفتهای سه بار دیالیز میشوم. مردم مرا میبینند که چهار ساعت به دستگاه وصل هستم و دلشان به حالم میسوزد. اما حقیقت این است که این دستگاه چیزهایی به من یاد داد که هیچ مدرسه یا دانشگاهی نتوانست یادم بدهد.
اگر منتظر هستی رنجها تمام شوند تا بعد زندگی را شروع کنی، این نوشته برای توست. آن را نگه دار، شاید روزی به کارت بیاید.
1️⃣ سلامتی تضمینشده نیست
فکر میکردم سلامتی چیزی عادی است؛ مثل آنتن موبایل که همیشه در دسترس است. تا اینکه یک روز از خواب بیدار شدم و دیدم کلیههایم دیگر نمیتوانند خونم را تصفیه کنند. آن روز فهمیدم سلامتی چیزی نیست که برای همیشه صاحبش باشی؛ بلکه امانتی روزانه از طرف خداست که باید هر لحظه بابت آن شکرگزار باشی، پیش از آنکه از تو گرفته شود.
2️⃣ یک روز معمولی، خودش یک نعمت است
یک روز معمولی، بدون درد، بدون بیمارستان و بدون آزمایش... اصلاً معمولی نیست؛ بلکه یک عید است.
ما خوشبختی را در سفر و پول جستوجو میکنیم، در حالی که گاهی خوشبختی در یک لیوان آب است که بتوانی بدون نگرانی بنوشی، یا در خوابی آرام و بدون درد.
3️⃣ آدمها هنگام بحران دو دستهاند
وقتی بیمار میشوی، نیمی از دوستانت ناپدید میشوند و کسانی که هرگز انتظارش را نداشتی، مثل برادر کنار تو میایستند.
دیالیز فقط خون را تصفیه نمیکند؛ آدمها را هم برایت غربال میکند و نشان میدهد چه کسی واقعاً دوستت دارد و چه کسی فقط تا وقتی حالِ تو خوب بود کنارت بود.
4️⃣ قدرت یعنی ادامه دادن، نه گریه نکردن
قبلاً فکر میکردم آدم قوی کسی است که اشک نریزد. اما در بخش دیالیز بارها گریه کردم و فهمیدم قدرت واقعی این است که گریه کنی، از جا بلند شوی، اشکهایت را پاک کنی و با لبخند چهار ساعت دیگر درمانت را ادامه بدهی. قدرت یعنی تحمل کردن و ادامه دادن.
5️⃣ زمان، ارزشمندترین سرمایه است
هفتهای ۱۲ ساعت روی دستگاه، ماهی ۴۸ ساعت و سالی ۵۷۶ ساعت از عمرم صرف دیالیز میشود. آنجا فهمیدم پول را میتوان دوباره به دست آورد، اما زمان هرگز برنمیگردد. وقتت را با نفرت، کینه و حرفهای بیهوده هدر نده. هر دقیقهای که سالم و بیرون از بیمارستان زندگی میکنی، یک گنج واقعی است.
6️⃣ برنامههای تو از مهربانی خدا مهمتر نیستند
برای ورود به یک رشته دانشگاهی، سفر و کار برنامه داشتم. اما همه برنامههایم با نتیجه یک آزمایش، در یک روز تغییر کرد. یاد گرفتم برنامهریزی کنم، اما نتیجه را به خدا بسپارم. آینده در اختیار تو نیست؛ آنچه در اختیار توست، فقط تلاش امروز توست.
7️⃣ امید فقط یک کلمه نیست؛ امید یعنی هر جلسه درمان
برای من امید، یک جمله انگیزشی در شبکههای اجتماعی نیست. امید یعنی تزریقی که انجام میشود، دستگاهی که چراغ سبزش روشن میشود و پزشکی که میگوید: «نتایج آزمایش امروزت خوب است.» امید یعنی کارهای کوچک و مثبتی که هر روز تکرار میشوند.
این نوشته را برای این ننوشتم که غمگینت کنم؛ نوشتم تا شاید نگاهت به زندگی عوض شود.
بلند شو، یک لیوان آب بنوش و خدا را شکر کن.
بلند شو. بلند شو و رویایی را که مدام به تعویق انداختهای، شروع کن.
بلند شو و روز معمولیات را طوری زندگی کن که انگار یکی از روزهای عید است.
Post #3182
141
- ❤🔥 3