همیشه از سختی هایی که تئومان کشید صحبت میکنیم..
اما بیاین یه بار هم از سختی هایی که آراس کشید صحبت کنیم.
اول با یه تصادف پدر مادرش رو از دست میده.
بخاطر وارد کما شدنش از فرصت استفاده میکنن و داداشش رو ازش میگیرن.
میفرستنش یتیم خونه..و همیشه با استفاده از نقشه ضعفش اذیتش میکنن..
یازده سال تموم هر نوع بدبختی ای رو تحمل کرد و برای داداشش دست به هرکاری زد.
خیلی رندوم یکی بهش میگه بیا بودروم داداشت اونجاست.
اونم میره.
و توی راه پیدا کردن داداشش هزاران عذاب رو میکشه..
بعدش میفهمه کسی که ازش متنفره و دشمنشِ داداششه.
و حافظه ی اون داداش رو به کل پاک کردن،طوری که هیچی یادش نمیاد..و تازه نا پدریش جنایت گردنش انداخت.
و تازه متوجه ی عمق فاجعه ای میشی که سر داداشت پیاده کردن..
در صورتی که هیچ کاری از دستت ساخته نیست..و تو فقط ۱۷ سالته..
جدی برای این همه درام زیادی کوچولو نیست؟
تازه من نصفش رو نگفتم..
Post #12824
170
- 💔 18
- 👏 1
- 😭 1