چهل روز از روزهایی که دل این سرزمین لرزید میگذرد. 💔
چهل روز از اشکهایی که بیصدا روی گونههای مادران نشست.
چهل روز از داغهایی که هنوز تازهاند.
در آن روزهای پرالتهاب، همه چیز خیلی زود از دست رفت؛
آرامش کوچهها، لبخند خانوادهها، و جانهایی که هر کدامشان یک جهان بودند.
جوانانی که میتوانستند فردای این خاک را بسازند…
و مردانی که با لباس خدمت، ایستاده بودند تا مبادا امنیت این خانه بزرگ فروبریزد.
امنیت، شاید وقتی هست دیده نمیشود؛
اما وقتی خدشهدار شود، همه چیز رنگ اضطراب میگیرد.
پشت این واژه ساده، دلهایی هست که هر شب با نگرانی به خانه برمیگردند،
خانوادههایی که هر بار صدای خبری را میشنوند، قلبشان فرو میریزد.
در میان هیاهو، حقیقتهای زیادی گم شد.
درد معیشت مردم واقعی بود. نگرانیها واقعی بود.
اما دستهایی هم بودند که از التهاب، نردبان ساختند و آتش اختلاف را شعلهورتر کردند؛ و هزینهاش را مردم همین سرزمین پرداختند.
امروز، در چهلم آن عزیزان، 🌹
نه وقت تکرار خشم است،
نه وقت عمیقتر کردن شکافها.
وقت عمیق شدن حول اتفاقی است که افتاده
وقت ایستادن به حرمت خونهایی که ریخته شد؛
چه آنها که برای مطالبه آمده بودند،
و چه آنها که برای حفظ آرامش ایستاده بودند.
همهشان فرزندان همین خاک بودند.
و این خاک، از رفتن هر کدامشان زخمیتر شد.
بیایید قدر آرامش را بیشتر بدانیم.
بیایید نگذاریم دشمنی و سوءاستفاده بیگانگان، ما را روبهروی هم قرار دهد.
بیایید مراقب باشیم اختلافنظر، به دشمنی تبدیل نشود.
سر تعظیم فرود میآوریم به احترام همه جانهایی که رفتند. 🤍
برای خانوادههایشان صبر میخواهیم،
و برای سرزمینمان، فهم، همدلی و آرامش پایدار.
چهل روز گذشت…
اما یادشان در دل ما خواهد ماند 🖤
⚙️ دفتر فرهنگی دانشکده مهندسی مکانیک
🆔 تلگرام | اینستاگرام | بله