بعضی ها این امتیاز را دارند که در خانواده ای که دستش به دهنش می رسد به دنیا می آیند که این هیچ ربطی به مهملی مثل #ژن_خوب نداره. در مورد داشتن امتیاز داستان معروفی مطرح می شود به شرح زیر:
معلمی به شاگردانش تکه ای کاغذ می دهد و از آنها می خواهد که آن را مچاله کنند. بعد سطل زباله را از کنار در برداشت و جلوی کلاس گذاشت و گفت: " بیاید یه بازی کنیم، هر کدام از شما نماینده یک کشورید و هدف اینه که به ثروت بیشتر برسید. برای اینکه به طبقه بالاتر برید باید کاغذتونو بندازید توی سطل بدون اینکه جا به جا بشید. خیلی خوب بچه ها، گوله کاغذاتونو پرتاب کنید توی سطل"
بعضی از بچه ها که عقب کلاس نشسته بودن سریع شروع کردن به اعتراض که: "خانم|آقا! این که جر زنی ه. خوب معلومه اونا که جلو نشستن برنده می شن"
به هر حال هر کس شانس خودشو امتحان کرد و همونطور که حدس زده می شد اونایی که بیشتر کسایی که ردیف جلو نشسته بودن کاغذشون رو توی سطل انداختن و فقط یکی دو نفر از ردیفهای آخر کاغذش توی سطل افتاد.
معلم به شاگردانش گفت:
"هر چه نزدیکتر به سطل نشستید شانس بهتری برای برنده شدن دارید. این یعنی امتیاز داشتن. دیدید که کسایی که در مورد جر زنی و عدالت در این بازی اعتراض می کردن فقط کسایی بودن که عقب نشستن؟ بر خلاف اونا جلویی ها که فاصله شون تا هدف چند قدم بیشتر نبود هیچ اعتراضی نمی کردن. کار شما که آموزش دریافت می کنید اینه که به امتیازی که دارید آگاه باشید و از این امتیاز مخصوصی که بهش "آموزش" گفته می شه استفاده کنید و همیشه هوای کسایی رو که ردیف های پشتی هستن داشته باشید."
http://www.aparat.com/v/dRbumپینوشت: این معلم حتما در جامعه تقریبا بی طبقه کشورهای اسکاندیناوی که کلاسهای درس هم حتی دایره ای است و جلو و عقب ندارد نبوده است 😉
@daabeh