#Wuthering_Heights
ودرینگ هایتز از امیلی برونته یک گوتیک کلاسیک و تنها ناول به اتمام رسیده نویسندهشه. به عنوان یکی از معروف ترین نمونه های عشق تاکسیک، این کتاب به اشتباه یک رومنس معرفی شده، درحالی که به وضوح میتونیم ببینیم که قصد امیلی تمرکز روی جنبه عاشقانه کتاب نیست.
داستان با رسیدن شخصی به اسم لاک وود به مکان سکونت جدیدش آغاز میشه. برای ملاقات صاحب خونهش، شخصی به اسم هیثکلیف، به ودرینگ هایتز سر میزنه و از همون اول، جو خفه و تسخیر شده اون مکان رو حس میکنه. بعد از یک شب خوابیدن توی ودرینگ هایتز به دلیل کولاک، لاک وود کابوس روح "کثرین لینتن" رو میبینه و نسبت به حقیقت اتفاقاتی که توی ودرینگ هایتز افتادن، کنجکاو میشه. نلی "الن" دین، شخصی که از کودکی هوسکیپر ودرینگ هایتز بوده، توی دوران مریضی لاک وود به خاطر سرمای شدید، تمام ماجرا رو برای اون تعریف میکنه. درواقع اکثر کتاب روایت اتفاقات از دیدگاه نلی بیان میشه.
نلی به لاک وود درباره گذشته هیثکلیف و کثرین میگه، که از کودکی به نظر میرسید یک روح در دو بدن باشن. در بزرگسالی، اتفاقاتی میوفته که بین این دو نفر شکاف بزرگی ایجاد میکنه، و همین شکاف و نتایج بعد از اون، باعث میشه هیثکلیف به شخصی که الآن هست تبدیل بشه--یک شخص بد اخلاق که به نظر میرسه از آزار و اذیت دیگران لذت میبره. تلخ شدن هیثکلیف به نسل بعدی هم سرایت میکنه، و این generational trauma بخش دوم کتاب رو تشکیل میده.
در این کتاب رومنس بین هیثکلیف و کثرین تمرکز اصلی نیست. درواقع، رومنسی که در حال حاضر روش مانور زیادی داده میشه نتیجه تفسیر اشتباه افرادیه که عشق بین این دو کاراکتر رو پاک و رفتارشون با همدیگه رو رومانتیک میبینن. بیشتر از این که این یک کتاب درباره عشق باشه، درباره آبسشن ناسالم و انتقامیه که گریبانگیر افراد گناهکار و بیگناه میشه. در ادپتیشن های مختلف این کتاب، این بخش مهم و اساسی داستان نادیده گرفته میشه و شخصیت های کلیدی توی بکگراند گم میشن. مهم اینه که کتاب ودرینگ هایتز به عنوان یک اثر صرفا عاشقانه خونده و اشتباهات بزرگ کاراکتر ها با بهانه "عشق" توجیه نشه. چیزی که ودرینگ هایتز رو ودرینگ هایتز میکنه همین عمقیه که تک تک اجزای کتاب به داستان میدن.
از خوندن این کتاب لذت زیادی بردم. مدتی میشد که توی کتابخونهم داشتمش، ولی هر زمان که میخواستم سراغش برم تمرکز کافی رو نداشتم و از شیرجه زدن توی کتاب با اطلاعات زیاد ولی گنگی که ارائه میداد میترسیدم. اما بعد متوجه شدم که ودرینگ هایتز اصلا سخت نیست و فقط زمان میخواد تا بتونه خودش رو برای خواننده روشن کنه. برای همین اگه برش داشتید و دیدید هیچی نمیفهمید، به خودتون سخت نگیرید و اجازه بدید کتاب خودش رو توضیح بده.
امیلی برونته به خوبی تونسته اتمسفر این کتاب رو جوری که انگار در مسیر بین ثراشکراس گرنج و ودرینگ هایتز قدم میزنید بنویسه. قدرت این کتاب شما رو مجذوب خودش میکنه و بعد از شروع، کنار گذاشتنشه که دشوار میشه.
خوندنش رو پیشنهاد میدم. 5/5.
Post #98
38
- ❤ 3