از دیرباز، این پرسش که «چقدر باید فکر کرد؟» دغدغه ای بنیادین در فلسفهی ذهن، معرفت و عمل بوده، پرسشی که در مقاله «چه وقت کمتر فکر کنیم، از منظر یادگیری ماشین» سعی کردم چند سال پیش به تفضیل پاسخش بدم، شاید خوندن مجدد اون خالی از لطف نباشه.
توی این مقاله سعی کردم با تکیه بر مسئله بیشبرازش، نشون بدم که افراط در تحلیل، الزاما به ادراک بهتر نمی انجامه، بلکه گاها ما رو در دام جزئیاتی میندازه و ما رو از حقیقت دور میکنه.
در اینجا، فکر کردن بیپایان به مثابه نوعی بازتولید بی معنای پیچیدگی ظاهر میشه، جایی که الگوریتم ها، و به طور استعاری انسان ها، به جای دیدن واقعیت، تنها بازتاب اغتشاش دادهها رو میبینن.
Post #4154
5.17K
Deep learning channel یکی از عمیق ترین حقایق یادگیری ماشین اینست که : همواره خوب نیست که از یک مدل “پیچیده تر” استفاده کرد، مدلی که فاکتور های بیشتری را به حساب میآورد. اما مسئله مهمتر اینست: چگونه پیچیدگی یک مدل را توجیه کنیم، و یا اینکه تا چه میزان پیچیدگی یک مدل قابل توجیه…
- ❤ 10
- 👍 3
- 🔥 1