♨️اول ایرانی بعد کالا
پدرام سلطانی، فعال اقتصادی
▫️در این چند سالی که دستی در کسب و کار و سری در تشکل گرایی داشته ام، هیچ دولت و دولتمرد، و هیچ مجلس و وکیلی را ندیدهام که به باور و بر سبیل خودش به حمایت از کالای ایرانی نپرداخته باشد. اصولا باید بعید پنداشت که در کشوری این مسئله مدنظر کشورداران نباشد. اما ما در شمار کشورهایی هستیم که در این رویکرد نتایج مطلوبی نگرفتهایم و نخواهیم گرفت، زیرا گفتهها و تصمیمات همین چند روز، بوی نم سیاستهای کهنه را دوباره به مشام مى رساند و خاک کتابهای قدیمی روی طاقچه را بلند کرده است.
جای بسی پرسش است که چرا به جای عجله در پیشنهاد و تصویب این کهنه سیاستها، به اندیشه در علل و عوامل ناکامی کالای ایرانی پرداخته نمیشود. برای یک کشور سیاستزده راه بالندگی کالای وطنی از دالانهای دیگری میگذرد. ما در حالی تمام این سالها نسخههای کلیشهای برای تقویت تولید ایرانی پیچیدهایم که بیماری اقتصاد ما دیگر به این درمانها جواب نمیدهد. میکربهای اقتصاد ایران به داروهای روی پیشخوان مقاوم شدهاند زیرا آنها در بهترین حالت فقط تب این بیمار را برای کوتاه زمان پایین میآورند اما علاج بیماری او نیستند. پس رنجوری "کالای ایرانی" از چیست؟
مشتری کالای ایرانی دو گروه هستند: شهروندانی ایرانی و خریداران سایر کشورها
مشتری وطنی، گسست عاطفی با کالای ایرانی پیدا کرده است. ایرانی که به فکر مهاجرت است، شهروندی که غرور ملی خود را در گذشته به ودیعه گذاشته است، ملتی که برای تکریم عناصر هویت ایرانی دچار چالش است، ناخودآگاه نمیتواند با کالای ایرانی ارتباط قوی برقرار کند. اعتبار کالای ایرانی به ادراک او از اعتبار شهروندی گره خورده است. اگر تولیدکننده مسئول کیفیت کالای ایرانی است، دولت هم مسئول کیفیت شهروندی ایرانی است. شهروندی که حاضر به پرداخت مبالغ کلان برای گرفتن گذرنامه کشور دیگر یا اقامت یک کشور اروپایی است، خواه ناخواه ارزش شهروندی ایرانی در ذهنش فرو میافتد و علاقه ی او به هر چیزی که نام ایران را یدک میکشد کمرنگ میشود. شهروندی که برای خرید کالای عمومی (کالایی که تولید آن وظیفه دولت است) به سایر کشورها سفر میکند طبیعتا به همان سیاق، کالای ایرانی را عیار پائینتر میزند.
اما در خصوص خریدار خارجی کالای ایرانی هم این موضوع به شکل دیگری صادق است. در علم بازاریابی اصلی وجود دارد که میگوید: "خریدار زمانی به خرید یک کالا مبادرت میکند که ارزش ادراکی کالا برای وی از برچسب قیمت روی کالا بالاتر باشد." به بیان دیگر، خریدار فقط برای تصاحب فیزیک کالا پول نمیدهد، بلکه برای اعتبار و برند آن هم پول میپردازد. در سالهای اخیر، تعاملات بینالمللی ما با دنیا و هزینه نکرده ما برای ترویج و تصحیح برند ایران، ذهنیت و ارزش مثبت ادراکی در خریدار خارجی به وجود نیاورده است. دوست عربی از کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس داشتم که میگفت: "نسل پدران ما از کالای ایرانی ذهنیت مثبتی داشتند و در زمان ایشان هر کالایی را که میخواستند بفروشند، راست یا دروغ، میگفتند ایرانی است. اما اکنون این ذهنیت تغییر یافته است و نسل جدید نگاه دیگری به کالای ایرانی دارد." بر من، که به کیفیت کالای ایرانی آشنا هستم، معلوم است که کیفیت کالای ایرانی تغییر نزولی مشهودی نداشته است. آنچه که تغییر کرده است ذهنیت مصرفکننده خارجی از برند ایران ماست.
بنا بر این بهترین حمایت از کالای ایرانی، بازسازی هویت و اعتبار شهروندی ایرانی برای خریدار ایرانی و بهسازی چهره ایران در نزد خریدار خارجی است. اگر به این مهم نگاه انتزاعی نداشته باشیم میدانیم که وجهه و اعتبار یک کشور سر نخ سایر تعاملات نیز هست. رابطه خوب در ادامه با خود، توافقات تجاری، عضویت در سازمانهای اقتصادی منطقهای و جهانی، خطوط اعتباری، افزایش ورود گردشگر، تغییر رویکرد رسانههای بینالمللی نسبت به کشور و خروج از تیتر یک اخبار منفی را به دنبال خواهد داشت. فهم این موضوع ساده است که کسی که شب گذشته و شبهای قبلش مرتب نام ایران را در اخبار و شایعات خبری رسانههای کشورش با لعابی منفی شنیده و دیده باشد، روز بعد در خرید کالای ایرانی درنگ میکند.
تیغ سیاستهای انبساطی و حمایتی اقتصاد ما برای بریدن پیله تولید داخلی کندتر از همیشه شده است. حمایت مؤثر و پایدار از کالای ایرانی از مسیر ترمیم زخمهای چهره شهروندی ایرانی میگذرد. این ترمیم یکی از آن تصمیمات سختی است که در یادداشت نوروزی اشاره کرده بودم. در این جراحی بزرگ و وسیع نیروهای سیاسی، فرهنگی، امنیتی و نظامی سهمی کمتر از نیروهای اقتصادی ندارند. فردریک باستیا، اقتصاددان معروف سوئیسی قرن نوزدهم جمله ی پرمغزی دارد. او گفته است: "اگر کالاها از مرزها عبور نکنند، سربازان عبور خواهند کرد." ما در این دوگانه چگونه تصمیم خواهیم گرفت؟
@jameeno
@cppstehran
Post #78
1.27K