از زمانی که منسر اُلسُن منطق کنش جمعی را در سال 1965 به چاپ رساند، تا کنون، نظریهٔ نوآورانهٔ او دربارهٔ گروهها نفوذ چشمگیری در علوم اجتماعی، از اقتصاد تا علم سیاست و جامعهشناسی داشته است. او که از مفروضات نظریهٔ انتخاب عمومی، به ویژه فردگرایی روششناختی آغاز میکند، تأثیر نهادها بر رفتار و کنشهای فردی را نیز در نظر میگیرد و کنش گروهی را، اگر بتوان گفت، برآیند رابطهٔ فرد و نهاد (به عنوان قواعد بازی و ویژگیهای گروه) تحلیل میکند. منطق کنش جمعی پایهٔ پژوهشهای بعدی اُلسُن دربارهٔ تفاوتها در تجربهٔ توسعهٔ اقتصادی میان کشورها و تبیین آنها میشود. از نظر او، کامیابی در سیاستگذاری و توسعهٔ اقتصادی وابسته به مناسبات و ویژگیهای گروههای ذینفوذِ چیره و دولت است. در این مقاله، به منطق کنش جمعی و پیامدهای آن بر سیاستگذاری و توسعه میپردازیم.
بهزاد عطارزاده، فصلنامه سیاستگذاری عمومی، دوره 6، شماره 1، بهار 99، صفحه 347-367
متن کامل:
https://cpps.ut.ac.ir/منطق-کنش-جمعی-و-پیامدهای-آن-بر-سیاستگذا/
@cppstehran
Post #188
104
