🎤سخنرانی دکتر حبیباله فاضلی در همایش اصل ۱۵ قانون اساسی
«زبان پدری و زبان مادری در قوانین اساسی ایران»
🔺سیاست مدرن اساساً نمیتواند نسبت به زبان بیطرف باشد و در سیاسی شدن زبان تردیدی نیست. این یکی از پاشنه آشیلهای ماست، یعنی اگر موضوع زبان¬ها و گویش¬های محلی در ایران به «سیاست ابزاری» در داخل و سیاست جهانی در خارج گره بخورد وارد بازی میشویم که حاصل جمع آن برای ما صفر است و کشور ایران روی آرامش نخواهد دید، بر این اساس معتقدم باید از مسأله زبان در ایران تا حد ممکن «سیاستزدایی» شود و این مهم باید از حاکمیت شروع گردد.
🔺نظام جهانی، جمهوری اسلامی را برنخواهد تافت و یکی از ابزارهای آن برای دخالت و فشار بر دولت در ایران پرداختن به موضوع زبانهای قومی و محلی است. بعلاوه اینکه نظام سیاسی جمهوری اسلامی هم در داخل و خارج دغدغههایش بسیار متنوع است و هنوز این حوزه را به مثابه تهدید وجودی شناسایی نکرده و حساسیتی نسبت به آن ندارد به همین خاطر میتوان گفت که اکنون قلب قومگرایی و تجزیهطلبی در مجلس میتپد به گونهای که استفاده از واژگانی چون «ملت» برای گروهای زبانی در مجلس به امر رایجی تبدیل شده است. از زاویهای دیگر میتوان گفت که اکنون قومگرایی به مثابه «آبریزی» است که بسیاری از مشکلات اقتصادی مثل بیکاری، اجتماعی، جنسی، هویتی و... در آن سرریز شده است.
🔺تکلیف دولت به حمایت زبانی از تمامی لهجهها، زبانها و گروههای زبانی «تکلیف بمالایطاق» است. در واقع انجام آن برای دولت غیرممکن و در حد شعار و اعلام برنامه خواهد ماند و تجارب موجود هم آن را تایید می¬کند. به نظر من بهترین راهحل این است که دولتها از زبان ملی، تاریخی و مشترک خود حمایت و پاسداری کنند و با بیطرفی نسبت به سایر زبانها، لهجهها و گویشها حیات طبیعی آنها را شناسایی و تضمین کنند و مانع از اقدامات آگاهانه و سازمان یافته برای استحاله این زبانها به مثابه میراث ملی شوند.
🔺در بسیاری از نظریهها، فرهنگ برای تمدنهای بزرگ پدر محسوب میشود که مخزنالاسرار سیاست، اجتماع، سبک زندگی و جهان زیسته از اسطوره تا فلسفه و سیاست است، به همین دلیل است که فرهنگ پدر همه کنشها محسوب میشود. فرهنگ ایرانی پدر جهان ایرانی است و زبان فارسی برای تمام ایرانیان حوزه ایران فرهنگی و سیاسی رابط و خانه آن بوده است. این ادراک نهایی بازیگران دو قانون اساسی مشروطه و جمهوری اسلامی بود آنها بدرستی زبان فارسی را «زبان پدری» میدانستند که تعارض با زبان مادری ندارد مگر در سایه شابلون سیاست ابزاری و روایتهای کلان جامعهشناسانه.
🔺یکی از نشانگان قدرتمند این ادراک این است که هیچ یک از دو مجلس و حتی بازیگران انقلاب تصوری عددی از زبان فارسی به این معنا که زبان اکثریت و یا چه تعدادی از مردم ایران است نداشتند بلکه نگاهشان به این زبان به مثابه «امر مشاع» غیر قابل تقسیم بوده که نه تنها در تملک هیچ قوم یا گروه خاصی نبوده و نیست بلکه میراث و حقی است که بایستی همگان از آن برخوردار شوند. صدر اصل اشاره به این حق مشاع بر زبان فارسی دارد، به همین دلیل هم هست که در اصل ۱۵ تعبیر اکثریت نیامد و از واژه مشترک استفاده شد و برخلاف اکثر قوانین اساسی که «اقلیت زبانی(Minority Language)» را شناسایی میکنند قوانین اساسی ایران (مشروطه و جمهوری اسلامی) مفهومی بنام اقلیت زبانی وجود ندارد و تصادفی نیست که مفهوم اقلیت در دستگاههای حقوقی ایران تنها به ادیان و فرق غیراسلامی اشاره دارد و مفهوم «زبان قومی» در اصل ۱۵ نیز با پیشنهاد آقای خالاتیان و در اشاره به اقلیتهای مذهبی غیراسلامی بویژه گروه قومی ارامنه اشاره دارد و سایر گروههای زبانی با عنوان زبانهای محلیشناسایی شدهاند و اساسا واجد صفت اقلیت نیستند.
🔺طی سه دهه گذشته بویژه پس از جنگ تحمیلی این اصل سه دسته روایت را به خود دیده است، روایت تاریخی، حقوقی و سیاسی. دو روایت نخست میتوانند غایات اصل را منعکس کنند اما روایت سیاسی که بر منطق «دوست- دشمن»/ (زبان ملی – زبان محلی) استوار است و توسط گروههای نژادگرا و تجزیهطلب ارایه میشود خوانشی غیرعلمی، ساختارشکنانه و ضدتاریخی است. به نظرم باید همانند هوبرت شلایشرت کتابی با عنوان «شگردهای بحث با قومگرایان» نوشته شود.
🔺دستگاه معرفتشناسی قومگرایان در ایران همانند بنیادگرایان در جهان است، بنیادگرایان با نفی حال درصدد ساختن آینده در گذشتهاند و قومگرایان با جعل گذشته و بدون تعهد نسبت به آینده درصدد ساختن «اکنون» هستند. جعل گذشته، بیتعهدی نسبت به آینده و بهرهگیری ابزاری از مفاهیم شریف حقوق بشری سه ویژگی اصلی قومگرایی در ایران است که آنتاگونیسم زبانی، تنفر قومی و برادرکشی بر تارک آن پیداست
🔗متن کامل سخنرانی را در این نشانی بخوانید:
https://bit.ly/2tM0I9A
@cppstehran
Post #164
2.57K