📜🕯🖋در پاسخ به سخنان نسنجیدهی جلال محمودزاده، نمایندهی مهاباد در مجلس
◾️ وحید بهمن/ جلال محمودزاده در نطق میان دستور جلسه دیروز مجلس در بخشی از سخنان خود، ضمن قهرمانسازی، تلاش کرد تا عملکرد و کارنامهی تاریخی افرادی بمانند قاضی محمد و بارزانی را تطهیر کند. لازم دیدم خدمت ایشان و همفکرانشان نکاتی را متذکر شوم.
🔸 قاضی محمد و حکومت جمهوری مهاباد نیز بمانند سید جعفر پیشهوری و فرقه دمکرات آذربایجان، تحت امر کامل دولت شوروی بودند.
🔸 قاضی محمد به همراهان وابستگان خود در دسامبر سال ۱۹۴۵ میلادی به شوروی سفر کرده و در شهر باکو با میر جعفر باقراف «دبیر کمیته مرکزی حزب کمونیست آذربایجانِ شوروی » دیدار و دستورات لازم را جهت اعلام خودمختاری (تجزیه کردستان) و تشکیل جمهوری مهاباد دریافت کرده بود.
🔸 جمهوری مهاباد نیز بمانند فرقه دمکرات آذربایجان در طول حیات کمتر از یک سالهی خود بارها از دولت شوروی کمکهای تسلیحاتی و مادی دریافت کرده بود. جمیل حسنلی در کتاب «اتحاد جماهیر شوروی _ ایران : بحران آذربایجان و جنگ سرد» که شامل اسناد وزارت خارجه و امنیت داخلی اتحاد جماهیر شوروی نیز است مواردی از این کمکهای تسلیحاتی و مالی را بر شمرده است. بمانند ارسال ۱۲۰۰ عدد تفنگ و مهمات در ماه ژانویه ۱۹۴۶ میلادی و نیز ارسال ۵۰۰۰ عدد تفنگ و مهمات دیگر در ماه فوریهی همان سال
🔸 قاضی محمد با پیشهوری و حکومت فرقه دمکرات آذربایجان رابطهی بسیار نزدیکی داشت (بواسطه اهداف تجزیهطلبانه همراستا و نیز دستور مستقیم مسکو) بطوریکه بین طرفین در ماه می سال ۱۹۴۶ میلادی توافقنامهای امضا شد که نشان از فرمانبرداری هر دو جریان از یک مرکز داشت. بر اساس ماده ۴ و ۵ این توافقنامه هر دو دولت در صورت نیاز باید به همدیگر کمک نظامی و اقتصادی بکنند و نیز هیچ یک از طرفین حق دیدار و گفتگو با حکومت مرکزی ایران را بدون هماهنگی با طرف دیگر، ندارد.
🔸 حوزهی نفوذ و اعمال حاکمیت جمهوری مهاباد محدود به مهاباد و چند شهر کوچک اطراف آن در استان آذربایجان غربی بود و عملا در کردستان ایران دامنهی نفوذ چندانی پیدا نکرد، همچنین برخی از خاندانها و طوایف بزرگ کُرد ایرانی نیز مخالف جمهوری مهاباد بودند.
https://goo.gl/K9M1T7
💠در این زمینه بیشتر بخوانید 👇
http://www.iranicaonline.org/articles/azerbaijan-v
🔸جمع بندی سخن در این بخش:
بر خلاف ادعاهای مرسوم قومگراها، قاضی محمد رسما ایران را تجزیه کرده بود و نمیتوان دولت وی را یک دولت خودگردان تحت حاکمیت دولت مرکزی ایران برشمرد. زیرا:
۱- رسما و بنام، وزیر جنگ داشت و وزیر جنگش هم «محمد حسین سیف قاضی» عموزاده اش بود. ۲- وزیر امور خارجه داشت و به تبریز و بادکوبه نماینده یا سفیر فرستاده بود. ٣- ارتش جدا تشکیل داده بود. ۴- درهیچ یک از مراسمهای که انجام میشد پرچم ایران در کنار پرچمی که برای حکومتش ساخته بود، دیده نمیشد.
◾️ جناب محمود زاده در بخش دیگری از سخنان خود از تقسیم کردستان بدست کشورهای استکباری و غرب، بین چهار کشور منطقه سخن گفتهاند.
🔸 در طول تاریخ هیچگاه کشور مستقلی به اسم کردستان وجود نداشته است که حال استکبار جهانی بخواهد آن را تقسیم هم بکند.
🔸 مناطق غربی و شمالغربی فلات ایران از ۳۰۰۰ سال پیش بخشی از سرزمینهای ایرانی بوده و برای حفظ آن نیز ایرانیان جانفشانیها کردهاند.
🔸کُردها همواره در طول تاریخ، هویت، زبان، تاریخ و فرهنگی کاملا ایرانی داشتهاند و خواهند داشت.
🔸 بعد از پایان جنگ جهانی اول و در پی شکست دولت عثمانی و بر اساس قراردادهای سور و لوزان بخش اعظمی از سرزمینهای تحت حاکمیت عثمانی از جمله مناطق کُردنشین دولت عثمانی بین سه کشور نوساختهی ترکیه و عراق و سوریه تقسیم شد و طبیعتا هیچ جابجایی قابل ذکر و مهمی در مرزهای کردستان ایران صورت نگرفته است.
🔸 مرزهای مناطق کُردنشین ایران تقریبا از اواسط دوران صفویه به همین شکل است و یکی از قدیمیترین مرزهای رسمی دنیا به شمار میرود.
🔸 سرزمینهای کُردنشین منطقهی خاورمیانه به ویژه بعد از جدایی از ایران در دورهی صفویه، هرگز تحت حاکمیت امیران محلی یکسان و مشترکی نبودهاند به طوری که هم زمان در مناطق کُردنشین ایران و عثمانی، خاندانهایی بمانند اردلان و محمودیان و شرفیان (روژکیها) بدلیس، تحت امر حکومتهای مرکزی ایران و عثمانی، حکمرانی کردهاند.
🆔 @Ir_Bahman
Post #154
18
Forwarded from Vahid Bahman وحید بهمن