♨️جدال با دلاوران میدان وهم (بخش دوم)
🖋بهزاد عطارزاده
...آقای محسن رنانی این بار در مطلبی تازه، یاوهگویی را یک پرده بالاتر برده، میگویند «ما [ایرانیان] گمان میکنیم نژاد برتریم و نژادهای دیگر از کشورهای دیگر حق اینکه شهروندی ما را بگیرند، ندارند. چون ما ملت برتریم و ملتهای دیگر را نسزد که عضو ما شوند!» استاد نگفتهاند کِی و کجا فکر نژادی در ایران وجود داشته که بعد بر پایه آن، ایرانیان گمان کنند که نژاد برترند. گویا ایشان استاد دانشگاهاند و اگر نیاموختهاند که کلیگویی و تعمیم توهمات ذهنی یک فرد به یک جمع کثیر بیهیچ پشتوانۀ تجربی، جز «باد هوا» نمیتواند باشد، شاید چیزی دربارۀ ضرورت ارائه سند و مدرک و فاکت برای طرح ادعا شنیدهاند. آقای رنانی چهار متن یا سند سیاسی قابل قبول ایرانی (نه دعاوی افراد و محافل بیاهمیت، خاصه در فضای مجازی) نشان دهد که بشر را به طبقات نژادی تقسیم کرده و ایرانیان را در بالاترین طبقه قرار داده است، آنگاه میتوان ادعای (اتهام) ایشان را مورد بررسی قرار داد (کمتر از چهارتا هم پذیرفتنی است!).
🔸باری، چون ایشان حرف بیپایه میزنند، ناگزیر موهوماتی برای ادعای خود میجویند و در ادامه سخنان موهن خود، در ادعایی بهغایت مضحک میگویند: «هیتلر درست میگفت که ایرانیها و نازیها [کذا] همخون هستند. نازیها نژادپرستیشان در اوایل قرن بیستم گل کرد و هزینهاش را یک بار تمام ملت آلمان داد و از پسِ آن تجربه، بالغ شدند و نژادپرستیشان تمام شد؛ ولی نژادپرستی ما هنوز تمام نشده است؛ آه که خدا میداند ما کی بالغ خواهیم شد» (پایان نقلقول). درستتر آن بود که آقای رنانی میگفتند: «آه که خدا میداند یاوهبافی چه کار سادهای است.»
🔸 اگر روش دانشمند همهچیزدان مبتنی بر اصلِ «کی به کیه (؟) حرف که باد هواست»، نبود، جستوجو میکرد و با نظری به طبقهبندیها و ردهبندیهای نژادی نزد نازیها یا مروری بر فصل یازدهم کتاب منحوس نبرد من، درمییافت که در طبقهبندی نژادی نازیها، مردم ژرمن و اروپای شمالی نژاد برتر هستند و حتی مردمان اروپای غربی را نمیرسد که دعوی برابری با آنها کنند، چه رسد که ایرانیان همطراز آلمانیها باشند. وانگهی، اگر برخی مقامات آلمان نازی -آنگاه که این کشور در دیپلماسی خود سیاست نزدیکی به ایران را پیش گرفته بود- برای مقاصد سیاسی، سخن از نزدیکی ایرانیان به نژاد برتر ژرمنی گفته باشند (در مورد آلفرد رُزنبرگ، ایدئولوگ متنفذ حزب نازی که منادی نزدیکی به ایران بود، آوردهاند که وی باور داشته ایرانیان کنونی هیچ ارتباطی به نژاد آریایی مورد نظر نازیها ندارند)، یا رادیو برلین برای برانگیختن احساسات ضداستعماری ایرانیان از «جبهه متحد» سخن به میان آورده باشد، چگونه ایران را که مخالف قوانین نژادپرستانه و سامیستیزانۀ آلمان بود (گفتهاند با این توجیه که جمعیت یهودیان ایران، ایرانی هستند و در شمول طبقهبندیهای نژادی نازیها قرار نمیگیرند)، سفارتخانهاش در فرانسه تحت اشغال آلمان نازی، شمار چشمگیری از یهودیان را با گذرنامۀ ایرانی از مهلکه نازیها نجات داد و چندهزار کودک یتیم لهستانی یهودی و غیریهودی آواره در جنگ جهانی دوم را در تهران و اصفهان مسکن داد، میتوان با آلمان نازی همسان گرفت؟
🔸 ایرانی که در روزگار کوروش بزرگ که کشور در اوج قدرت بود، جماعات در بند اسارت را رهاند و به باورهای اجتماعی و مذهبی حرمت گذاشت و 25 سده بعد، در روزگار ضعف خود و در میانه جنگ ابرقدرتها تا جایی که دستش رسید به انسانهای آواره و مغضوب در جنگ اروپاییان یاری رساند و در زمانی که مشغول دفع تهاجم نظامی همسایه واقعاً نژادپرستش بود، چندمیلیون آواره عراقی و افغانستانی را در خاک خود پناه داد، از نظر آقای رنانی مانند آلمان نازی است (جالب اینجاست که حتی وزیر خارجه دولت جمهوری اسلامی ایران در پاسخ به دعاوی پوچ نتانیاهو علیه ایران به همین واقعیت تاریخی نجات چندبارۀ یهودیان به دست ایرانیان استناد میکند، اما چشم آقای رنانی به روی واقعیات تاریخی بسته است)!
@cppstehran
ادامه ...👇
Post #140
215