♨️جدال با دلاوران میدان وهم (بخش نخست)
🖋بهزاد عطارزاده (🔗پایگاه اینترنتی فرهنگ امروز، 11/ 9/ 1397)
🔸اخیراً آقای محسن رنانی اتهاماتی موهوم مبنی بر «نژادپرستی ایرانیان» مطرح کردهاند. برخی صاحبنظران سالها میگفتند که فلانی را نباید جدی گرفت، ما به ژرفای این سخن چندان آگاه نبودیم؛ اما گفتههای موهنی که چندی است ایشان دربارۀ آموزش و فرهنگ مطرح کردهاند، میتواند قرینهای بر صحت ادعای منتقدان باشد. فردی که چنین بیپروا دربارۀ اموری که آشکارا بدانها جاهل است اظهارنظر میکند و دعوی اصلی او تحقیر ملت و فرهنگ ایرانیان با انگ «نژادپرستی» و مانند آن است، چندان قابل اعتماد نیست، اگر نگوییم مشکوک به غرضورزی است. شگفت نیست که اظهارات اخیر ایشان، اگرچه میان اهلنظر به هیچ گرفته میشود، میان رجالۀ قومگرا و ایرانستیز مجازستان سخت مورد استقبال است.
🔸در جای دیگری گفتیم که بلوائیان حرفهای -بعضاً مقرریبگیران مؤسسات خارجی- آگاهانه و از سر خصم با موجودیت ایران، اختلافات و عداوتهایی جعلی به ایرانیان و رابطه اقوام ایرانی نسبت میدهند که البته جای چندان شگفتی نیست، آنچه اسباب حیرت است تکرار چنین موهوماتی از طرف بعضی تحصیلکردگان ایرانی است؛ برای مثال، اقتصادخوانده همهچیزدانی که در پیامی به «همایش توسعۀ عدالت آموزشی» از «تخریب توسعه» در ایران بهواسطۀ «قتل زبان مادری» سخن میگوید. اینکه کی و کجا و به دست چه کسی یکچنین قتلی اتفاق افتاده موضوع بحث مدعی نیست، چراکه مهملبافی و داعیههای ایدئولوژیک نیازی به استناد به واقعیت ندارد، مهم نتیجهگیریای است که قرار است بر پایه مقدمات موهوم صادر شود. اقتصادخوانده مذکور پس از طرح آن اتهام کذب که هیچ پایه تاریخی ندارد، برای نتیجهگیری میگوید: «... چرا بر سر زبان مادری اقوام که میراث تمدنی و جزئی از ثروت هر جامعه است چنین میآوریم؟ قتل زبان مادری با نسلکشی و نژادپرستی تفاوتی ندارد. جامعهای که یک زبان را بر همۀ زبانهای مادری تحمیل میکند یک جامعۀ نژادپرست است که میخواهد یک زبان را که آن را زبان برتر میداند بر بقیه حاکم کند. فرقی نمیکند، شما چه بخواهید یک نژاد را نسبت به سایر نژادها برتری بدهید، چه یک زبان را چه یک مذهب را و چه یک ایدئولوژی را؛ همه به معنی نوعی نژادپرستی است» (نک: رنانی، محسن. «قتل زبان مادری و تخریب توسعه در ایران»، خبرگزاری عصر ایران. ۳۰/ ۹/ ۱۳۹۵).
🔸 فقره بالا احتمالاً از بیمعناترین سخنانی است که از جانب فردی تحصیلکرده یا حتی عوام صادر شده است. در کذب کل دعوی فوق درباره ایران تردیدی نیست، سخن آنچنان دروغین است که عامیترین ایرانیان نیز که پدیدههای اجتماع را مستقیم و بدون عینک ظاهراً علمی «استاد دانشگاه» تجربه کردهاند، چیزی شبیه به آن ادعای آقای رنانی را هم ندیدهاند. اگر این اقتصادخوانده اصفهانی آنقدر از مراودات روزمره در ایران دور است که واقعیت زندگی ایرانیان را ندیده و به مشتی یاوه -لابد در فضای مجازی- اکتفا کرده است، کافی بود به مراد سیاسیاش و بسیاری از همکاران همتبار او نظر میانداخت و میدید چه بسیار سیاستمداران و صاحبمنصبان ایرانی هستند که «زبان مادریشان» غیر از زبان فارسی است و تحصیل به زبان ملی -که امری اصولی و معمول در هر کشوری است- خللی بر زندگی حرفهای آنان وارد نکرده است. ایرانیان ساکن در مناطقی که در آنجا به زبانهایی غیر از فارسی هم تکلم میشود، در خانه و محله و محیط کسبوکار و غیره، نزد پدر و مادر و دوستان و همکاران، زبان محلی و مادری خود را بهخوبی و قوت میآموزند و خردهفرهنگهای محلی را سینهبهسینه انتقال میدهند و همزمان در ساعات مدرسه، زبان مشترک و ملی تمام ایرانیان را که مهمترین ابزار آگاهی ملی این ملت کهنسال و ابزار ارتباطی مردم ایران است، میآموزند تا بتوانند در مناسبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور خود مشارکت کنند. ایران معاصر نه مانند برخی کشورهای اروپایی یا همسایه شمالغربی خود دست به یکسانسازی زبانی و فرهنگی زده است، نه گروهی را به بهانه «زبان» از گردونه جامعه و سیاست کنار گذاشته است. البته تمایز عقیدتی و ایدئولوژیکی و نزدیکی به منابع قدرت عوامل مهمی در سیاست کشور بودهاند که اگر نبودند، ناشایستگان به کسوت استادی دانشگاه دولتی و سیاستمداری و مدیری کشور نمینشستند. جماعتی به لباس شیر رفتهاند و دعوی سروری میکنند، چون زبان به سخن میگشایند، سِرّ باطنشان هویدا میشود. حکایت بیشه تهی از نرهشیر است این روزگار ماست.
@cppstehran
ادامه ...👇
Post #139
149