‼️ روایت عباس آخوندی از دلایل بحران ماههای اخیر
عباس آخوندی در هجدهمین همایش سیاستهای توسعه مسکن در ایران اظهارکرد:
🔹در شرایط فعلی همه عصبی هستند و کسی نیست که از وضعیت اقتصاد کلان راضی باشد. تحولات نرخها همه را نگران کرده است و این نگرانی در بین اجتماع و مردم قابل مشاهده است. باید این واقعیت را ببینیم و مقداری بی پرده راجع به آن صحبت کنیم.
🔹 زمانی که کار دولت دهم به پایان رسید هیچ آماری از میزان بدهی دولت به اقتصاد ارائه نشد، اما بعدها مشخص شد این بدهی ۴۲ تا ۴۵ درصد تولید ناخالص داخلی ایران است که رقم بسیار بزرگ محسوب میشود آن هم در شرایطی که دچار رکود هستیم.
🔹 موضوع داراییها سمی در بانک نیز به ۱۲.۵ درصد مانده رسیده است. همچنین ساختار دولت رفاه اعم از بازنشستگی نشان میدهد که رقم کسری بازنشستگی به ۷۰ هزار میلیارد تومان رسیده که یک چهارم بودجه را شامل میشود. اگر بودجه رفاهی را جمع کنیم میبینیم این رقم بیش از ۹۵ درصد بودجه کل کشور را تشکیل میدهد، بنابراین خود بودجه تبدیل به توقعات رفاهی شده و رکود را دامن میزند.
🔹این چالشها قبلا هم بوده پس چه اتفاقی افتاده که در ماههای اخیر معضلات و مشکلات سرباز کرده است، موضوع پیوستن به FATF سال ۱۳۸۷ در دولت قبلی مطرح شد. وزیر دارایی وقت در سال ۱۳۹۰ به دبیر شورای عالی امنیت ملی نامه نوشت که پیوستن به لایحه FATF ضروری است ولی می بینیم از سال ۱۳۸۷ تا به امروز که ۱۰ سال میگذرد این موضوع هنوز در کشور لاینحل باقی مانده است. همان روز که برجام تصویب شد سیاستمداران ما میدانستند که گام بعدی باید پیوستن به FATF باشد تا بتوانیم به بانکهای جهانی متصل شویم.
🔸 بعد از امضای برجام کسانی که با این معاهده مخالف بودند، این بحث را مطرح کردند که حالا چگونه میخواهیم به بانکهای جهانی متصل شویم. آن تردیدها ناشی از این بود که آنها میدانستند بحث FATF حل نشده است.
🔸آنچه در عمل اتفاق افتاد متاسفانه سنگ پشت سنگ بود. هنوز نمیتوانم درک کنم، چرا برخی افراد با مجموعه مقرراتی که ۱۹۴ کشور به آن پیوستهاند و فقط ایران و کره شمالی آن را نپذیرفتهاند، مخالفت میکنند.
🔹بازار مرتبا علائم منفی دریافت کرد تا اینکه در مجلس گفتند ما میخواهیم دو ماه موضوع FATF را عقب بیندازیم؛ بزرگترین پالس منفی که میشد به جامعه داد و اثر عمیقی در انتظارات منفی گذاشت. یک دفعه یک یادداشت ارائه شد که مغایرت FATF با مجموعه سیاستهای ابلاغی مربوط میشد و به مجمع تشخیص مصلحت نظام نسبت داده شد، ولی در واقع توسط مجمع ارائه نشده بود.
🔹اگر مسئله عدم قطعیت حل نشود ریختن در بازار و داغ و درفش هیچ مسئلهای را حل نمیکند.
🔹وقتی آمریکا اعلام خروج از برجام کرد، اولین موضع را اتحادیه اروپا گرفت و گفت، ما به دلایل امنیتی در برجام میمانیم. روسیه و چین هم گفتند ما میمانیم، اما اولین تردید از سوی ما آشکار شد که گفتیم بررسی و اعلام نظر میکنیم. مجددا بازار این سینگال را گرفت که ممکن است ما از برجام خارج شویم و به بند ۷ منشور سازمان ملل برگردیم. آن صحنه آتش زدن نمادین برجام هم به تردیدها دامن زد.
🔸 تغییر نرخ ارز در واقع از مرداد ۱۳۹۶ آغاز شد؛ اولین باری که آمریکا اعلام کرد من قصد خروج از برجام دارم. اردیبهشت سال ۱۳۹۷ نقطه اوج افزایش نرخ ارز بود. به دنبال آن مسئله قیمت گذاری و داغ و درفش آغاز شد. در تلویزیون هم با افتخار برخورد با گران فروشی را نشان میدادند غافل از اینکه برخوردها، عدم قطعیت را ۱۰ برابر میکند. حتی به ما در وزارت راه و شهرسازی فشار آوردند که قیمتگذاری در حوزه مسکن ایجاد کنیم و تعزیرات را به این حوزه هم بیاوریم. در چنین فضای اقتصاد کلان چگونه میتوان برای مسکن که یک کالای بادوام است سیاستگذاری کرد.
🔸 دهه ۶۰ اعتبارات عمرانی ۳۰ درصد و هزینههای جاری و رفاهی ۷۰ درصد بودجه کشور را به خود اختصاص میداد. آن زمان همه می گفتند این رابطه باید بالعکس شود. این حرف به ظاهر گفته میشد، اما آنچه اتفاق میافتاد اینگونه نبود. هم اکنون در وضعیتی هستیم که درآمدهای دولت حتی امکان تامین بودجه رفاهی را ندارد، چه برسد به طرحهای عمرانی. ما هم اکنون از طریق فروش آینده و در واقع اوراق خزانه طرحهای عمرانی را جلو میبریم. دچار بحران رفاه شدهایم اما نمیخواهیم به روی مبارکمان بیاوریم. این مسائل هم باید با مجلس و هم با مردم در میان گذاشته شود. متاسفانه اولین راه حلی که ارائه میشود، توزیع پول است.
🔹 گام بعدی این است که درآمد خانوار را از طریق پسانداز، اهرم کنیم. اگر این را کنار بگذاریم بقیه حرفها همه شعار است. رفتن به پیرامون و اینکه چه بسازیم همیشه نتیجه معکوس داده است.
Post #134
276