🖋 مسخ در مسلخ
🔸 یادداشت از دکتر مجید وحید
@cppstehran
زمان زیادی است که همه در مسلخ یا در نوبت مسلخ هستیم. مسلخ که فقط برای کشتن نیست. مردن که فقط از دست دادن جان و در قبر گذاشته شدن نیست. اگرچه شامل آن هم میشود و ما از آن هم بینصیب نبودهایم. مسلخهایی را که ما یکجا به آن سرازیر شدیم هیچ انسانی در جهان تجربه نکرده است. هیچ آزادهای نمیتواند به آن تن دهد. هیچ انسان سالمی زیر بار آن نمیرود .
شماری از آنها را که در تاریخمان بیشمارند به یادتان میآورم. بیکاری جوانان، فساد و دزدی کارگزاران، فرو ریختن ارزش پول کشور و به یک باره توانایی خرید خود را کمتر از نصف دیدن، در خودروهایی نشستن که در هیچ جای دنیا تردد ندارند و جان ما و بهترینهای زندگی ما را میگیرند، خوردوهایی که به یک باره آتش گرفته و سرنشینان را سوخته راهی قبر کردهاند، قطع برق در تابستان گرم را تجربه کردن، آب برای نوشیدن نداشتن، در سلامتِ آب خانهها تردید داشتن، در شهرهای بزرگ هوای سالم نداشتن، در سرزمینهای پهناور از گرد و غبار و ریزگرد رنج بردن، دریای آلوده داشتن، دریاچه و تالاب خشک دیدن، مواد غذایی که دستکاری ژنتیک شدهاند را به اجبار خوردن، سرنوشت خود را در دستان انسانهای ناتوان دیدن، فرصتها را در اختیار نزدیکان به حکومتگران یافتن، در دام اعتیاد گرفتار شدن، آرزوی خانه، خودرو و حتی لباس خوب را به دل داشتن، سر به پیش بیگانگان فرود آوردن، در هواپیمایی نشستن که سقوط میکند، در کشتیای کارکردن که میسوزد و راه فرار نمیگذارد، در ساختمانی فعالیت داشتن که فرو میریزد، با قاضی و کارمندی سروکار داشتن که رشوه میگیرد،... حتما شما هم نمونههای بسیار دیگری به این سیاهه میافزایید. پس همه را به یاد آورید. پرندگان از سرزمینی که شرایط مناسب زیست ندارد مهاجرت میکنند، دیگر حیوانات هم میروند. ما، اما، در مسلخهای غیر قابل زیست میمانیم و تحمل میکنیم. چرا چنین است؟ چون مسخ شدهایم. هیچ حیوانی به دلیل فطرت مسخ نیست، ما ولی مدتی طولانی است که به دلیل کرده و ناکردههای خود، مسخ شدهایم.
انسان مسخ شده کیست؟ مسخ شده کسی است که جز به خود نمیاندیشد، کسی که از درد دیگران آزرده نمیشود، کسی که آنچه بر خود نمیپسندد بر دیگران روا میدارد. مسخ شده کسی است که مهمترین چیزها در زندگی او خواستههای جسمانی هستند: خوردن، سقف داشتن، شهوت راندن. کسی که عقل و قلب خود را به نسبت شکم و شهوت کماهمیتتر میداند، کسی که دین دارد ولی کتاب دینش را نمیخواند، کسی که پیامبر و امام دارد و کتابهای آنها را نمیخواند و از واقعیت زندگی آنها بیخبر است، کسی که گریه میکند ولی عمل نمیکند، کسی که بزرگان ادب و فرهنگ و تمدن خود را فراموش کرده و به همین دلیل خوار میدارد، کسی که برای مصالح خود دروغ میگوید، کسی که برای آسایش خود رشوه میگیرد، کسی که برای لقمهای بیشتر سر به زیر میافکند، کسی که جانش را برای هیچ هدف اجتماعی فدا نمیکند، کسی که چاپلوسی میکند، کسی که ضعیف را مورد ظلم قرار میدهد و به ظلمِ قوی تن میدهد، کسی که از دانستن و آگاهی طفره میرود. چطور میتوان چنین مسخ بود و چنان در مسلخ و صف مسلخ نبود؟
اکنون خود را در مقابل پرسشی قرار دهید. اگر شما و عزیزترین موجود زندگی شما ( معشوق، پدر، مادر، فرزند...) همراه با فرد دیگری با عزیزترین موجود زندگیاش در جایی باشید، مثلاً یک برج، یک کشتی؛ آنگاه کسی یا موجودی وارد شود و به شما و آن فرد بفهماند که برای زنده ماندنِ همه، از میان عزیز شما و آن فرد یکی باید فدا شود؛ مثلاً به دریا افکنده شود، یا از برج به زیر انداخته شود؛ سپس از شما در غیاب آن فرد دیگر نظر بخواهد، چه میگویید؟ اگر بخواهید عزیز فرد دیگر فدا شود بدانید که مسخاید. اگر کار را به قرعه واگذار کنید انسانید و اگر خود پیش قدم شوید، بدانید که جهان در تسخیر شما خواهد بود. چنانچه در جامعهای زندگی میکنید که راه اول را انتخاب میکند، تردید نکنید که نوبت نابودی همه خواهد رسید و سرزمینتان نیست خواهد شد و خدا و جهان شما را فراموش و خوار خواهند کرد. خودپرستان، مسخشدگان و روانشدگان به مسلخ اند.
📎روزنامه قانون، 5 مرداد 1397
https://bit.ly/2JZAPbP
@cppstehran
Post #113
425