تهاجم به زبان ملی از جایگاه نمایندگی ملت
🖋 مقاله مردمسالاری آنلاین،29-تیر-97
چندروزپیش، وزیر آموزش و پرورش، محمد بطحایی، در نشست معاونان آموزش ابتدایی و مسئولان آموزش و پرورش عشایر سراسر کشور، گفت: «آموزش دانشآموزان به ادبیات و تکلم فارسی خط قرمز ما است و در مناطق دوزبانه معلم برای ارتباط بهتر با دانشآموز از زبان محلی استفاده میکند درحالیکه زبان فارسی بهعنوان خط وحدت کشورمان باید در مدارس استفاده شود»
♨️ این سخنان وزیر آموزش و پرورش که آموزش دانشآموزان باید به زبان فارسی ـکه خط وحدت کشورمان استـ باشد نهتنها برپایهی تاریخ و فرهنگ و زبان ایرانیان در درازای تاریخ کهنسالشان هست که برپایهی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز هست.
▪️اصل ۱۵ قانون اساسی به روشنی تصریح میکند: «زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد، ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی، آزاد است». این اصل به صراحت میگوید که نه تنها زبان و خط رسمی و مشترک ایرانیان فارسی است که اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید به زبان فارسی باشد و استفاده از زبانهای دیگر «در کنار» زبان فارسی، نه «به جای» آن، آزاد است.
▪️زبان فارسی یکی از انگشتشمار زبانهای کهنِ جهان است که تنها پیشینهی نوشتاریِ آن دستِ کم به بیش از ۲۶۰۰ سال میرسد. این زبان که دنبالهی زبان پارسی باستان و پارسی میانه است در درازای تاریخ کهن ایران نه تنها زبان رسمی، دیوانی، ملی، آموزشی و فرهنگی ایرانیان بوده که مهمترین مولفهی هویتبخش و رکن رکین ملیت ایرانی نیز بوده است. این زبان که نه زبانی قومی است و نه زبانی دینی، ازآنِ همهی ایرانیان است وهمهی ایرانیان، نه به زور سرنیزه که به طور طبیعی،در سراسر تاریخ کهنسالشان در آفرینش و پرورش و بالش آن نقش داشتهاند و در هر گوشهای از این سرزمین بدان کتابها نوشته و دیوانها سروده و برپایهی آن میراث تاریخی و فرهنگیشان را شکل دادهاند.
▪️هزاران فرزانه از اوحدی مراغهای و شمس و قطران تبریزی و مستورهی کردستانی تا نظامی گنجهای و خاقانی شروانی تا عینالقضات همدانی و عبید زاکانی قزوینی و هاتف اصفهانی و محتشم و کلیمکاشانی تا اقباللاهوری و بیدل دهلوی هندی تا رودکی سمرقندی و سیف فرغانهای و مولانایبلخی و خواجه عبدالله انصاری هراتی وعطار نیشابوری و فردوسی و اسدیتوسی و جامی و بسیارانی دیگر از جایجای ایران بزرگ آن را یگانه زبان تاریخی و تمدنی و هستی خویشدانستهاند.
⛔️بدبختانه امروز شاهد آنیم که برخی از کسانی که در جایگاههای رسمی این مملکت تکیه زدهاند، آگاهانه یا ناآگاهانه، پیاده نظام دشمنان ایران و نظام شدهاند. برای نمونه، در پی سخنان وزیر آموزش و پرورش، ولی ملکی، نمایندهی مشکینشهر، که گویا نه تنها از تاریخ و فرهنگ ایران و نقش زبان فارسی در این سرزمین ناآگاه است که حتی از قانون اساسی نظامی که در مجلسش نشسته نیز آگاهی ندارد، گفته است: «زبانی که بیشتر دراز شود و به فرهنگ عمومی و زبان مادری ما توهین کند یا در جهت محدودیت آن برآید ما آن زبان را قطع میکنیم». آری! خواب نیستیم و این سخنان نه از زبان دشمنان برونمرز،که از درونمرز و آنهم از زبان یکی از نمایندگان مجلس ایران شنیده میشود که خواهان قطع زبان فارسی،یعنی قطع مهمترین ریشهی درخت تناوری که ایران نامیده میشود،شده است. همانا که دکتر جواد طباطبایی، فیلسوف تبریزی، درست میگوید که همه چیز متولی دارد جز ایران. اکنون باید زبان فارسی را هم کنار ایران گذاشت که چنین مظلوم در سرزمین تاریخی خودش خواهان قلع و قمع آن هستند. بر مظلومیت و بیمتولی بودن فارسی همین بس که اگر این گفته دربارهی زبانی دیگر بود اکنون بسیاری فریاد واحقوق بشرا و... سرداده بودند.
⛔️این نماینده، در این سخنان که ازسوی محافل تجزیهطلب و بیگانهگرا با استقبال مواجه شده است،همچنین گفته:«تمامی نمایندگان...این مسئله را به عنوان یک تعدی و تجاوزِ بدون حساب و کتاب از سوی وزیر آموزشوپرورش میدانند و این هشدار جدی را به ایشان داده و خواهند داد که در حد و اندازه خود سخن بگوید. به وزیر آموزشوپرورش هشدار میدهم که جایگاه خود را بشناسد و بیش از وظایف و اندازه خود حرف نزند.» اینکه چه کسی در وظایف و اندازههای خود سخن میگوید برخوانندهی آگاه روشن است؛ولی اینکه کسی در جایگاه نمایندگی از ملت ایران بنشیند و این سخن قانونی وزیر را که آموزش به دانشآموزان باید به فارسی باشد به عنوان «تعدی و تجاوز بدون حساب و کتاب» تلقی کند، نهتنها باید ازسوی همهی ایرانیان مورد بازخواست قرار گیرد که باید این پرسش را مطرح کرد که این کسان با این درجه از دشمنی با زبان ملی چگونه بر صندلی نمایندگی از ملت ایران تکیه زدهاند⁉️/
Post #111
107