چرا عالیخانی را پدر سیاستگذاری اقتصادی در ایران میدانند؟
📌 بخشی از تحلیل دکتر فرهاد نیلی
اقتصاددان و عضو شورای سیاستگذاری هفتهنامه تجارت فردا
هرچقدر بخواهیم سهم عوامل دیگری غیر از مدیریت اقتصادی را در موفقیتهای اقتصاد کشور در دهه 40 برجسته کنیم، باز هم سهم قابلملاحظهای برای مدیریت اقتصادی باقی میماند و در این مدیریت اقتصادی سهم قابلملاحظه از آن تکنوکراتهاست چون سیاسیون سهمی نداشتند.
در میان تکنوکراتها هم ظاهراً سهم برتر اثرگذاری به عالیخانی و صفیاصفیا و بعد به مهدی سمیعی میرسد. بنابراین نقش تکنوکراتهایی مثل عالیخانی انکارناپذیر است. درواقع میشود عالیخانی را «پدر توسعه صنعتی ایران» و «بنیانگذار سیاستگذاری اقتصادی در ایران» نام نهاد.
در این میان پرسش اساسی این است که آیا نقشی که معدود تکنوکراتهایی مثل عالیخانی، صفیاصفیا و مهدی سمیعی در این دوره ایفا کردند، قابل تکرار است و اگر بله، تحت چه شرایطی تکرار ایفای چنین نقشی ممکن میشود؟
اگر بخواهیم به عوامل پایدار و ریشهداری که میتوانست مانع توسعه صنعتی و اقتصادی ایران در دهه 40 شود، امتیاز منفی بدهیم، میبینیم که این عوامل کم نبودند. همه آن عوامل میتوانستند مانعی جدی برای توسعه اقتصادی و صنعتی ایران ایجاد کنند. اما در این دوره افرادی خودشان را به لحاظ عشق به ایران و ایرانی، دانش، مهارت، اراده و جسارت آماده کرده بودند و تکلیفشان هم با خودشان روشن بود.
به لحاظ دانش به نظر میرسد که عالیخانی خیلی خوب درس خوانده بود، به لحاظ جسارت و اراده هم هیچ کم نداشت و در میزان جسارت او تردید نمیتوان کرد؛ وقتی به تصمیمی میرسید بلافاصله و با قاطعیت تمام آن را اجرا میکرد. با وجود اینکه عالیحانی تجربه بوروکراسی نداشت اما توانست خیلی خوب دوام بیاورد و بر بوروکراسی لگام بزند. از دیگر ویژگیهای خاص عالیخانی کارآفرینی و ابتکار عمل اوست. توانمندی و نوآوری عالیخانی در اینکه چگونه دو وزارتخانه را همزمان مدیریت کند، چگونه با بوروکراتهای کارکشته سنتی کنار بیاید، چگونه با امرای ارتش، سیاسیون و نیروهای امنیتی کنار بیاید و اقتصاد کشور را جلو ببرد تا کسانی مثل برادران خیامی که هیچ پشتوانهای نداشتند به کارآفرینان موفق و ثروتمند تبدیل شوند و او یک حصار حمایت سیاسی به دور آنها بکشد، قابل توجه و تحسین است.
البته زمان همیشه مساعد انسانها نیست. همه به این معتقد هستند که زمان خیلی مهم است. خیلی از آدمهای موفق چون در زمانهای نامناسبی قرار گرفتند نتوانستند موفقیتی ایجاد کنند. اما خیلی وقتها هم زمان مناسب است ولی انسانها آمادگی، جسارت و دانش کافی را ندارند، فاقد حمیت و عِرق ملیاند و خودشان را طوری نساختهاند که در زمان مناسب احتمالی بتوانند نقش مناسب را ایفا کنند.
هنر مردان بزرگ این است که خودشان را آماده کنند تا اگر بخت یار و زمان مساعد بود، بهدرستی ایفای نقش کنند. شاید هیچوقت زمان مناسب نباشد و هیچوقت به آنها اقبالی نشود، اما باید آماده روزی باشند که به آنها اقبال میشود و عالیخانی از قبل آماده شده بود.
این همان چیزی است که دارون عجماوغلو در کتاب «چرا ملتها شکست میخورند» به آن اشاره میکند. او میگوید کشورها در زمانهای خاصی در موضع انتخابهای سخت قرار میگیرند. اما مهم این است که وقتی قرار گرفتند، بتوانند آن انتخاب سخت را انجام بدهند. خیلی از کشورها زمان را میکُشند و از آن استفاده مناسب نمیکنند چون انسانهای ممتاز تربیت نکردهاند تا بتوانند در زمان مناسب از این انسانهای ممتاز استفاده مناسب بکنند. عالیخانی یک انسان ممتاز بود که سیاست ایران در زمان مناسب به او رو کرد و عالیخانی توانست حداکثر استفاده را از این فرصت ببرد و هشت سال کشور را به مسیری برد که نهتنها موفقیتهای خارقالعاده و چشمگیری را به اقتصاد ایران هدیه داد، بلکه ریل توسعه اقتصادی را در کشور تغییر داد.
عالیخانی اقتصاد کشور را بر ریل توسعه صنعتی نشاند و ایران هنوز بعد از پنجاه و چند سال دارد از مزایا، نتایج و میوههای آن موفقیت استفاده میکند.
منبع: هفته نامه #تجارت_فردا شماره 273
@tejaratefarda
@cppstehran
Post #102
215