بیلبوردهای خشن!
شاید بشود با پالازموکت یک دسته تازه هم به نقد تبلیغات محیطی اضافه کرد: «بیلبوردهای خشن»!
اول از همه، تیتر:
«پول نصب پسگرفتنیِ»
اما «پس» آنقدر کمرنگ شده که در مواجهه اول چیزی که میبینیم عملا این است:
«پول نصب گرفتنیِ»
و این فقط یک ایراد گرافیکی نیست. معنای پیام را تقریبا به نقطه مقابل چیزی میبرد که تبلیغ میخواهد بگوید.
مخاطب بیلبورد که قرار نیست بایستد و معما حل کند. در همان چند ثانیه اول میخواند «پول نصب گرفتنیِ» و احتمالا اولین برداشتش این است که پالازموکت میخواهد بابت نصب هم از او پول بگیرد.
بعد اگر فرصت کند پایین بیلبورد را بخواند، آن هم لابهلای شاخههای درخت، تازه متوجه میشود ماجرا ظاهرا چیزی شبیه بازگرداندن هزینه نصب است. (نصب بَک احتمالا)
نکته دوم، خود آرتورک است.
بارها درباره این مسئله نوشتهام که در تبلیغات محیطی ما گاهی بهجای Design، دکور داریم.
اینجا هم یک کاتر بزرگ وسط کار گذاشتهایم و تیغهاش را تا جای ممکن بیرون کشیدهایم. یک خشونت بصری دیگر که اتفاقا با همان «پول نصب گرفتنی» ناخواسته همداستان شده!
و اما آن ایراد ادبی را عمدا کنار میگذارم.
سالهاست با یک استدلال عجیب روبهروهستیم: چیزی را غلط، عجیب یا تحریککننده بنویسیم، مردم در شبکههای اجتماعی دربارهاش حرف بزنند و بعد بگوییم: «دیدید؟ تبلیغ موفق بود. وایرال شد و Brand Awareness ایجاد کرد.»
با این منطق، هر اشتباهی که به اندازه کافی دربارهاش حرف بزنند، تبدیل میشود به تبلیغات موفق.
من همچنان ترجیح میدهم موفقیت تبلیغ را با حل مسئله ارتباطی برند بسنجم، نه با تعداد دفعاتی که مردم از سر تعجب یا ایراد گرفتن، عکس بیلبوردش را برای هم میفرستند.
〰️
علیجاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات
یوتوب | وبسایت | اینستاگرام
🌐 @alijahsh
Post #1690
445
