ما متأسفانه در فرهنگمون مرز بین ادبیات و اندیشهورزی رو جدی نمیگیریم.
بهخاطر همین، یه آدمی مثل مولوی رو هم که از نظر ادبی فاخر و از نظر قدرت اندیشه نازل هست (و مغزی بسیار ضعیف، باورهایی کهنه و ذهنی ناتوان از تحلیل و درک عالم داره) متأسفانه بهعنوان متفکر یا الگوی فکری تحلیل میکنیم. اگر نهایتاً «ادیب + معلم اخلاق» میدیدیمش (اونم اخلاق سنتی، در حدی که روی منبر می گن، نه اخلاقی با پیچیدگیهای امروزی که از درک بسیاری از معلمان اخلاق خارجه) جایگاه بهتر و ارزشمندتری داشت.
شاید این حرف من کمی تند به نظر بیاد. اما مثلاً فکر کن تو استاد شفیعی کدکنی رو (که من عاشقشون هستم) ببری توی تعمیرگاه ماشین بگی وایسا ماشین من رو تعمیر کن. نهتنها مشکل ماشین و تعمیرگاه حل نمیشه. بلکه استاد هم ضایع و تحقیر میشه. چون چیزی سر در نمیاره. استاد کدکنی باید روی صندلی استادی ادبیات بشینه، و قلم شاعری در دست بگیره، تا چیزی ماندگار و جاودان به جهان ما اضافه کنه.
مولوی هم همینطور. وقتی وارد قلمرو فکر و اندیشه میشه، همونقدر درمانده و وامانده بهنظر میرسه. و مشکل مولوی نیست که ضایع میشه. ما داریم ضایعش میکنیم. اجازه نمیدیم تا جایگاه والای خودش رو در عالم ادبیات و عرفان حفظ کنه.
شریعتی هم همینطور. آری چنین بود برادر، بهعنوان یک نامهٔ ادبی زیباست. روایتگری جذابی داره. شاعرانگی خوبی داره.
اما از نظر مبانی ارزشی، نگاه به تمدن، رویکرد تحلیلی و … واقعاً کمارزش و شاید بیارزشه. میتونه گوشهای از ادبیات چپگرای دنیا رو به خودش اختصاص بده (باز هم نه در حد ادبیات چپ فاخر، ادبیات چپ متوسط).
البته همهٔ اینها رو که میگم، باید این حرف منصفانه رو هم در نظر بگیریم که این آدمها امروز نیستن. یعنی ما نمیدونیم اگر امروز بودن، با چیزهایی که ما خوندیم و فهمیدیم و تغذیه شدیم، تغذیه میشدن، کاملاً ممکن بود نگاه دیگری داشته باشن.
اما به هر حال، ما وقتی میگیم شریعتی، مولوی، … دنبال قضاوت دربارهٔ خودشون نیستیم. اینجا که روز قیامت نیست و ما هم بساط قیر و کورهٔ آتش و باغ بهشت و پل صراط پهن نکردهایم.
#محمدرضا_شعبانعلی
@ContentTherapy محتواتراپی
Post #1577
2.42K
- 👍 15
- 🤔 4
- ❤ 3
- 👏 3
- 🥱 1
- 🤣 1
- 😈 1