این اصل Shirky Principle رو به وفور میتونید تو شرکتهای دولتی یا ساختارهای سنتی ببینید. وقتی یک نفر استخدام میشه تا بازنشستگی همونجا بمونه، ناخودآگاه این دیدگاه تو سیستم رخنه میکنه که بعضی مشکلات هرگز نباید حل بشن. طرف با خودش میگه اگر این پروسه تبدیل به اتومیشن بشه پس من اینجا چیکارهام و نکنه اخراج بشم. این دقیقا همون حرف معروف آپتون سینکلر هست که میگه فهماندن یک موضوع به کسی که حقوقش به نفهمیدن اون وابسته است کار به شدت سختیه. برای همین خیلی وقتا میبینیم یه عده دوست دارن همیشه یه گوشه کار بلنگه تا حضورشون الزامی بمونه.
تو دنیای مهندسی نرمافزار هم دقیقا همین بساط رو داریم و سیستمهای لگسی بهترین مثالش هستن. کدهایی که یه روزی برای حل یک مشکل نوشته شده بودن، الان به خاطر پیچیدگی زیادشون خودشون جلوی نوآوری رو میگیرن و تیم به جای حل چالشهای جدید، فقط درگیر زنده نگه داشتن همون ساختار قبلی میشه. تنها راه فرار از این تله اینه که مدام راهکارهامون رو بازبینی کنیم و جسارت این رو داشته باشیم که وقتی یک سیستم تاریخ مصرفش تموم شد، رهاش کنیم و بریم سراغ مسیرهای اصولیتر.
https://medium.com/@mesw1/the-shirky-principle-791046584763
@codehalics | کدهالیک
Post #866
916
کدهالیک | codehalic Shirky Principle
- ❤ 7
- 👍 3