در آخر
نویسنده حسابی مچ انتروپیک رو میگیره و دستشون رو برای دو تا سوتی خندهدار رو میکنه. اولیش اینه که اگه تیم Bun اینقدر با مشکل باگ حافظه درگیر بود، چرا مثل بقیه پروژههای موفق و بزرگ دنیا نیومد یه سری قوانین سختگیرانه و اصولی مهندسی برای کدنویسی تعریف کنه؟ اونا خیلی راحت بیخیال راهحلهای منطقی و انسانی شدن تا فقط بتونن اون تیتر جذاب بازنویسی با هوش مصنوعی رو برای رسانهها بسازن و خودنمایی کنن.
سوتی و تناقض دومشون حتی جالبتره. تیم Bun تو مقالهاش ادعا میکنه ما ماههاست اصلاً خودمون دست به کیبورد نزدیم و کد ننوشتیم، اما تو همون متن دارن غر میزنن که سینتکس فلان زبان خواناییش پایینه. مایرز اینجا خیلی قشنگ میپرسه اگه واقعاً قراره هوش مصنوعی جای مهندسها رو بگیره و صفر تا صد کار رو خودش انجام بده، پس خوانایی کد برای انسان چه اهمیتی داره؟ همین نشون میده که کدهای تمیز و قابل نگهداری هنوز هم به شدت برای آدمها مهمن، ولی این شرکتها دوست ندارن زیر بار این واقعیت برن.
در نهایت، نویسنده داستان رو با این پیام جمعبندی میکنه که تمام این جنجالها اتفاقاً ثابت میکنه هوش مصنوعی به تنهایی اصلاً کافی نیست. اونا مجبورن مدلهاشون رو تو قالب ایجنتها بپیچن چون خود هوش مصنوعی به تنهایی کم میاره. مجبورن برن سراغ سیستم بررسی حافظه زبانی مثل Rust، چون هوش مصنوعی نتونسته باگها رو خودش پیدا و حل کنه. هدف اصلی این شرکتها اینه که با فروختن توکنهای بیشتر، جای تفکر عمیق و اصولی مهندسی رو پر کنن. پس بهتره از این حباب توهم هوش مصنوعی بیایم بیرون و به جای تولید یه مشت نرمافزار بیکیفیت و بازاری که دردی رو دوا نمیکنه، روی اصول مهندسی و درست ساختن تمرکز کنیم.
@codehalics | کدهالیک
Post #850
777
کدهالیک | codehalic بعد خیلی بامزه میاد به BUN میپره که اگر یادتون باشه از زبان زیگ بازنویسیش کردن به زبان راست و بعدش گف زیگ اصلا زبان جالبی نبود ! توی مقالش میگه انتروپیک اومد این پروژه رو خرید و بعدش تیم Bun تصمیم گرفت با یه حرکت انتحاری، کل کدهاش رو با استفاده از ایجنتهای…
- 👍 6