دنیا رو زیادی پیچیدهاش کردیم؛ با وسایلی زندگی میکنیم که هیچوقت کامل نمیفهمیم چطور کار میکنن، توی ساختمونها و سیستمهایی که خیلی جاهاش حتی دست ما نیست، زیر قانونها و ساختارهایی که کنترلی روشون نداریم. بیشتر عمرمون رو توی یه دنیای شلوغ، فشرده، مصنوعی و پر از استرس میگذرونیم؛ بین ماشینها، آدمهای غریبه، پول، کار، درس، اخبار، تکنولوژی و کلی چیز دیگه که انگار همیشه یه فشار نامرئی روی ذهن و بدنمون میذارن. گاهی آدم دلش میخواد لپتاپش رو ببنده، گوشیاش رو پرت کنه یه جایی، از مدرسه یا کار بزنه بیرون و فقط ساده زندگی کنه؛ غذا بخوره وقتی گرسنهست، بخنده وقتی خوشحاله، گریه کنه وقتی دلش گرفته، باد و آب و پرندهها رو حس کنه و دیگه دنبال نجات دادن دنیا نباشه. ولی بعد میفهمی فرار کامل از این دنیا نه واقعیه، نه کافی؛ چون هرچقدر هم دلمون یه زندگی سادهتر بخواد، باید سعی کنیم همین دنیای پیچیده رو تا حدی بفهمیم، فرق چیزای مهم و بیاهمیت رو تشخیص بدیم، بیخیال فکر کردن نشیم و با دانستن و آگاه بودن، حداقل یه سهم کوچیک توی زندگی خودمون و اطرافیانمون داشته باشیم.
لینک رفرنس
@codehalics | کدهالیک
Post #643
554

- ❤ 6