من اگر بخوام جواب این سوال رو بدم، میگم:
بهنظرم اولین واکنش درست این نیست که سریع وارد جنگ «من درست میگم، تو اشتباه میگی» بشم. چون خیلی وقتها ما فکر میکنیم مطمئنیم، ولی بخشی از اطلاعات، محدودیتها یا ملاحظات مدیریتی رو نمیدونیم. برای همین اول سعی میکنم بفهمم طرف مقابل دقیقاً بر چه اساسی به اون تصمیم رسیده. یعنی بهجای اینکه فقط از نظر خودم دفاع کنم، سؤال میپرسم، فرضیاتش رو میفهمم، دادههاش رو میشنوم و بعد نظر خودم رو با دلیل، داده، تجربه یا سناریوی ریسک مطرح میکنم.
بعد اگر همچنان فکر کنم تصمیم اشتباهه، مخالفت رو شخصی نمیکنم. میگم نگرانی من اینه که این تصمیم ممکنه این پیامدها رو داشته باشه؛ مثلاً روی زمان، کیفیت، هزینه، تجربه کاربر یا ریسک فنی اثر بذاره. ترجیح میدم بهجای اینکه بگم «این غلطه»، بگم «من این ریسکها رو میبینم و پیشنهاد جایگزینم اینه». حتی اگر لازم باشه، سعی میکنم یک تست کوچک، دیتای بیشتر، نمونه واقعی یا راهحل میانی پیشنهاد بدم تا بحث از حالت سلیقهای خارج بشه.
اما در نهایت، اگر تصمیم با مدیر بود و بعد از شنیدن استدلالها تصمیم خودش رو گرفت، من دو کار میکنم: اول اینکه مخالفت حرفهایام رو شفاف و محترمانه ثبت میکنم، نه برای فرار از مسئولیت، بلکه برای اینکه ریسکها دیده شده باشند. دوم اینکه وقتی تصمیم نهایی شد، دیگه از پشت کار رو خراب نمیکنم یا با انرژی منفی اجرا نمیکنم. همراه تیم اجرا میکنم، ولی حواسم به ریسکهایی که گفته بودم هست و اگر نشانهای از مشکل دیدم، زود و مستند دوباره مطرحش میکنم.
بهنظرم بلوغ کاری دقیقاً همینجاست؛ اینکه هم جرئت مخالفت داشته باشی، هم بلد باشی مخالفتت رو تبدیل به دعوای قدرت نکنی، هم وقتی تصمیم نهایی شد مسئولانه کنار تیم بمونی. چون هدف این نیست که ثابت کنم من درست میگفتم؛ هدف اینه که محصول، پروژه و تیم کمترین آسیب رو ببینن.
@codehalics | کدهالیک
Post #620
546
کدهالیک | codehalic چهار مدل این سوال در مصاحبه ها همیشه پرسیده میشه من توی 4 تیپ آوردمش جواب این سوال با جواب سوالای پایین تقریبا یکیه فرض کن در یک موقعیت کاری، نسبت به درست بودن یک تصمیم یا راهحل اطمینان داری، اما مدیر یا فرد بالادستیات نظر متفاوتی دارد و روی تصمیم خودش…
- ❤ 6
- 👍 3