خب من یه ریفر میدم به یه مقالهای که تقریباً میتونم بگم وقتی خوندمش، خیلی خیلی تأثیر زیادی رو جواب این سوال داشت. مقالهی "The End of Programming" از مت ولش.
حرف حسابش چیه؟ میگه ما همهمون مثل دایناسورهایی هستیم که داریم به اون شهابسنگی که داره میخوره زمین نگاه میکنیم! ولش میگه دوران «کد زدن» به معنای کلاسیکش تموم شده. قدیما مهندسا افتخار میکردن که با خطکش مهندسی (Slide Rule) محاسبات پیچیده میکنن، ولی ماشینحساب که اومد، اون مهارت کلاً رفت تو موزه. الانم دقیقاً همونه؛ اینکه بشینی سینتکس بنویسی و الگوریتم جابهجا کنی، داره میشه یه مهارت منسوخ.
حالا تو مصاحبه چطوری حضورمون رو توجیه کنیم؟
باید بفهمیم که واحدِ اتمی کار ما عوض شده. قدیما واحد کارمون "خط کد" بود، الان واحد کارمون شده "هدایت مدلهای AI". اگه ۸۰٪ کار رو AI میکنه، دمش گرم! توجیه حضور من اینه که من اون "ناظر" و "معماری" هستم که میدونه این قطعات رو چطوری کنار هم بچینه که بیزینس زمین نخوره. AI مسئولیت نمیپذیره، AI استراتژی نمیفهمه، AI نمیتونه بین دو تا Trade-off سختِ معماری تصمیم بگیره.
توجیه ما اینه: ما از «بنا» تبدیل شدیم به «مربی» و «مهندس ارشد». حضور ما واجبه چون ابزار چموشی مثل AI، یه راننده میخواد که بفهمه جاده کجاست و تهش قراره به چی برسیم. ما نیومدیم که با AI رقابت کنیم، اومدیم که باهاش خروجی تیم رو ۱۰ برابر کنیم.
خلاصه که ارزش ما دیگه به "تایپ کردن" نیست، به "فهمیدن و حل مسئلهست".
دعوتتون میکنم که این مقاله رو بخونین ( البته اگر اینترنت
دارید)
https://cacm.acm.org/opinion/the-end-of-programming/
@codehalics | کدهالیک
Post #374
531
کدهالیک | codehalic جدیداً یه سوال تو مصاحبهها خیلی تکرار میشه: «اگه ۸۰٪ کارت با هوش مصنوعی قابل اتوماسیون باشه، چطوری حضورتو تو محیط واقعیِ کار توجیه میکنی؟» یا حتی یه نسخه چالشیترش: «اگه تا چند سال دیگه AI بتونه ۱۰۰٪ جای تو رو بگیره، واکنشت چیه؟» این مدل سوالها مخصوصاً…
- ❤ 20
- 👍 1