برای فلان موضوع منبعی وجود نداره، نمیتونم یاد بگیرم
واقعاً عصبیم میکنه.
من زمانی لینوکس رو یاد گرفتم که ۱ ماه منتظر موندم تا
CD نصب لینوکس به دستم برسه چرا ؟
چون با اینترنت dial up + کارت اینترنت
۵۰۰۰ تومانی امکان دانلود نداشتم.۲ هفته صبر کردم نسخه جدید منتشر بشه، بعد سفارش دادم برام آوردن که ۲ هفته طول کشید.
وقتی cd به دستم رسید، یک کتاب قدیمی که از یک دانشجوی کارشناسی دانشگاه دستم رسیده بود رو نصفش رو خونده بودم و رو کاغذ تمرین کرده بودم.
انقدری که جای آیکون و آپشنها و ... رو حفظ شده بودم.
سیستم وقتی خراب میشد و توی کتاب نبود، بهترین گزینه این بود که تا ۱ شب صبر کنم چون از ۱ شب به بعد اینترنت dial up قویتر میشد (۶۴ کیلوبایت بود اون موقع) و میشد توی فرومهای مختلف راحتتر پستهارو دنبال کرد.
بعد شما الان به من میگی منبع نیست ؟ حتی اگر واقعاً هیچ منبعی هم وجود نداشته باشه برای دسترسی شما.
۱- داکیومنت اصلی
۲- سورس کدهای دیگران (یا حتی نویسنده اون کتابخونه، زبان برنامهنویسی یا ...)
۳- هوش مصنوعی
برای مثال من میخوام یک کتابخونه تو
Rust یاد بگیرم و منبع هم نداره : bard.google.com
رو باز میکنم؛ توی اولین پیام مینویسم.
You are a senior Rust developer and my tutor on learning Axum, from now on you must help me understand every single line of code we will talk about.
بعد شروع میکنم سورس کد دیگران رو خوندن، داکیومنت خوندن و کد زدن.
و هر کدی که متوجه نشم، یا حتی متوجه هم بشم برای درک بهتر و یا اینکه مطمئن بشم درست یاد گرفتم میدم به این مدل و ....
حالا چرا
Bard یا همون Gemini رو استفاده میکنم ؟ ۱- دسترسی به داده سرچ
۲- طول متن ورودی طولانیتر
۳- توضیحات دقیقتر
۴- کاملاً رایگان
توجه کنید ازش نمیخوام کد بزنه، میخوام بهم توضیح بده.
خلاصه که برای تنبلی خودتون، دنبال بهونه نباشید.
قطعاً این تکنیک زمانبر هست، اما پیشرفت نیاز به زمان داره.
گل سر سبد، آنچه باید رو بهتون گفتم دیگه