🔴 وقتی سیاست به رابطه عاطفی بدل میشود
✍🏻 منصور خضاعی
منصور خضاعی از یک آسیب دیرپا در فرهنگ سیاسی مینویسد: تبدیل رابطه شهروند با رهبر سیاسی به پیوند عاطفی و شخصی.
از نگاه او، هنگامی که یک رهبر سیاسی فراتر از نقد قرار میگیرد، خطاهایش بهدلیل تعلق خاطر هواداران نادیده گرفته میشود. این چشمپوشی میتواند آنقدر ادامه پیدا کند که رابطهای که روزی بر شیفتگی بنا شده، سرانجام به سرخوردگی و گسست بدل شود.
خضاعی نمونه امروزین این وضعیت را در رابطه سیاسی علی کریمی و رضا پهلوی میبیند؛ رابطهای که از حمایت آشکار آغاز شد و در نهایت به اعلام استقلال سیاسی کریمی انجامید. کریمی اخیراً اعلام کرده است که دیگر از هیچ شخص یا حزب سیاسی حمایت نمیکند.
اما مسئله اصلی نویسنده یک اختلاف فردی نیست؛ نوع رابطه ما با سیاستمداران است.
به باور او، شهروند مدرن نباید سیاست را به «بازار عشق و عاشقی» تبدیل کند. سیاستمدار نه معشوق است و نه قدیس؛ کارگزاری است که باید پیوسته درباره تصمیمها، روشها و پیامد عملکردش پاسخگو باشد.
حمایت سیاسی، اگر حق نقد و حتی حق عبور از فرد مورد حمایت را از ما بگیرد، دیگر کنش شهروندی نیست؛ نوعی وفاداری شخصی است.
خضاعی معتقد است تجربه تاریخ معاصر ایران بارها نشان داده که نادیدهگرفتن خطاهای رهبران میتواند هزینههایی بسیار بزرگتر از یک اختلاف سیاسی ایجاد کند؛ هزینههایی که گاه چند نسل و منابع یک جامعه را درگیر میکنند.
از این منظر، نخستین تمرین شهروندی مدرن شاید همین باشد:
توانایی نقد کسی که دوستش داریم، به او رأی میدهیم یا از او حمایت میکنیم.
و اگر سیاستمداری خطا را تکرار کرد و حاضر به اصلاح نشد، شهروند باید بتواند بدون احساس خیانت، از او فاصله بگیرد.
متن کامل یادداشت منصور خضاعی
#صدای_فرهیختگان
#منصور_خضاعی
#فرهنگ_سیاسی
#نقد_قدرت
#شهروندی
#علی_کریمی
#رضا_پهلوی
#فرهیختگان روزن آگاهی
Post #5668
67