یه زمانی
هیچی نبودن رو حس کردم
اینکه از درون خالی ای
رنگی نداری
انگار داخل وجودت یه تاریکی خاصی از خالی بودنه
و هرچی بیشتر میگذره ذهنت هم به همون اندازه خالی میشه
جوری که نمیدونی چی هستی
چی باید باشی
چی اطرافت واقعیه و چی الکی
اینکه اطرافت برات تاریکیه
خودت برای خودت تاریکی
همچیزت محو و پوچه
حتی کاری که میکنی هم فقط میشه یه راه برای نشون دادن کمک خواستنت درحالی که کسی نمیفهمه
Post #3764
13
- 💔 5