🔺خطها و رنگها
«بیتوجهی به استخوانبندی و مورفولوژی موجود در هستهی تاریخی شهر» را میتوان نقطهی اشتراک طرحهای توسعهی بافتهای تاریخی مشهد و شیراز دانست. هرچند در جزئیات این طرحها تفاوتهایی وجود دارد، اما به نظر میرسد در هر دو طرح، نقش مجاوران در ارائهی خدمات مکمل زیارت نادیده گرفته شده و بنابراین ساختار بافت در هر دو مقیاس کلان و خُرد دچار تغییر شده است. در نتیجه، بافت مختلط و همپیوند موجود، جای خود را به خطکشیها و رنگآمیزیهای گسستهی جدید داده است.
در الگوی زیست تاریخی در مرکز شهر مشهد، ساکنان بافت پیرامون حرم مطهر (مجاوران) اصلیترین گروه خدمترسان به زائران بودهاند و علاوه بر آنکه کار خود را واجد ارزش معنوی میدانستهاند، از این راه کسب درآمد نیز میکردهاند. نادیده گرفتن این ارتباط تاریخی میان مجاور-زائر و توجهِ صرف به تأمین خدمات در قالب کاربریهای خدماتیِ بزرگمقیاس سبب شد طرح پیشنهادی، نهتنها زمینهساز کوچِ اجباری مجاوران از بافت باشد، بلکه ارتباط معنوی مجاور-زائر را نیز به ارتباط اقتصادی فروشنده/خدمترسان-مشتری فروکاهد.
بهاینترتیب و متأثر از گسست کالبدی، عملکردی و معنایی میان حرم و شهر، افراد غیربومی در مرکز شهر مشهد، در دو نقش متفاوت ظاهر میشوند: زمانیکه داخل مرزهای حرم مطهر هستند، زائران امام رضا(علیهالسلام) محسوب میشوند، و بلافاصله پس از خروج از مرزهای حرم مطهر، تبدیل به مسافرانی میشوند که «باید» خریدار خدمات گردشگری در بافت پیرامون حرم باشند.
بهنظر میرسد شیوهی طراحی در بافت مرکزی شهر شیراز نیز علیرغم تمامی تفاوتها در جزئیات، با خطکشیها و رنگآمیزیهای قطعی و مرزبندی میان سکونت و زیارت و سیاحت و خدمات وابسته به هریک، مسیری مشابه در ایجاد گسست میان حرم و شهر در پیش گرفته است.
@CharTabaqeh
Post #3126
459