🔺مدیران و افکار عمومی
یکی از ادلهی مرسوم مدیران شهری در دفاع از برخی پروژهها، وجود مطالبهی عمومی برای رفع مسائل شهری است. آنچه معمولاً در این نوع از استدلالورزی مغفول میماند، این است که در بسیاری از موارد، مطالبهی عمومی دربارهی رفع یک مسألهی شهری است، نه الزاماً موافقت با کلیات یا جزئیات یک پروژه. به بیان دیگر، افکار عمومی هنگام قضاوت دربارهی یک پروژهی شهری، نسبت و نقش آن در رفع مسائل شهری را ملاک تصمیمگیری قرار میدهند.
اینجاست که نقش متخصصان و مدیران در ارتقای آگاهی عمومی نسبت به موضوعات شهری پررنگ میشود. متخصصان و مدیران اگر تنها یک گزینهی قطعی را بهعنوان راهحلِ مسأله معرفی کنند و به اجرا درآورند، عموم شهروندان نیز بدون اطلاع از سایر گزینههای احتمالی، اقدام به موافقت یا مخالفت با همان تکگزینه میکنند، درحالیکه در واقعیت کمتر مسألهای را میتوان یافت که تنها و تنها با یک گزینه (و نه بیشتر) قابلرفع باشد.
برای نمونه احداث تقاطعهای چندسطحی برای حل گرههای ترافیکی یا استفاده از گونهی گیاهی چمن برای پوشش سطوح سبز، از مواردی است که تکرار چندینبارهی آن در ادوار مختلف مدیریت شهری، سبب شده این قبیل اقدامات در ذهن عموم شهروندان بهعنوان تنها یا بهترین گزینهی حل مسأله جای گیرد.
آنچه در روزهای اخیر دربارهی احداث آبشارهای مصنوعی در مشهد مطرح شده، تلاشی ارزشمند از سوی یک سمن فعال در حوزهی تخصصی آب است که بر وجود گزینههای محتمل دیگر برای ارتقای نشاط اجتماعی توأم با توجه به مسألههای محیطزیستی و اقلیمی تأکید دارد؛ اما در کنار این بحث نظری، اقدام عملی مدیریت شهری در اجرای آبشارهای مصنوعی، از یکسو بحران کمآبی را نزد افکار عمومی کماهمیت جلوه میدهد، و از سوی دیگر، بستر جستوجو برای راهحلهای بیشتر را از بین میبرد.
@CharTabaqeh
Post #3040
548