لباس دامادیرو دور خونه میچرخوندن، برف شادی میزدن، کِل میکشیدن، دست میزدن و میرقصیدند؛ همراه با اشک و گریهای که بند نمیومد...
من کیرم تو واقعهی عاشورا که ۱۴۰۰ سال دارید خودتونرو براش جر میدید، ولی از هر یزید و شمری، حرمله تر و بی ناموس ترید.
با تکتک اتمهای تشکیل دهندهی وجودم براتون سرنوشتی دردناک میخوام، مرگ بر شما حرومزادههای عوضی، بیوجدانتر از شما کسکشای کونیرو گیتی به خودش ندیده!
نه میبخشیم، نه فراموش میکنیم، نه عقب میشینم...
Post #7138
18