به همان راهروهایی نگاه کن که روزی، پاییز ۱۳۹۰، جوانی از جهرم با کولهباری از آرزو در آن قدم گذاشت. همان صندلیهای کلاسها، همان تختهها، همان شبهای بیخوابی دانشکده برق. چه کسی باور داشت از دل همین کلاسهای درس میشود به افقِ رویا رسید؟ این مسیر معجزه نبود؛ ثمرهی همان روحیهای بود که در همین خاک نفس کشید و بالید. این پیام روشنی است برای همهی آنان که امروز پشت همین نیمکتها مینشینند: میتوان به قلهها رسید، بیآنکه ریشهها را از یاد برد.
و حالا به آنچه ساخت و ماندگار کرد بنگریم: شعلههایی که هر کدام راهی را روشن کردهاند، و از همه مهمتر، سر فرود نیاوردن در برابر غربت و بازگرداندنِ ثمرهی آن همه آموخته به آغوش وطن. اینها نقطههای روی نقشه نیستند؛ جهتیابی یک قلب است که هرگز از مدار ایران خارج نشد.
آری، حقیقتِ کلمهٔ میهن همین است: میشود در فرانسه بود، در میانهٔ دنیایی دیگر، و همچنان دل در گرو ایران داشت. میشود در آن سوی جهان، واژهها را به کد و موج و الگوریتم گره زد و همچنان برای سربلندی همین خاک تپید. گلولهی ترور، پیکر یک دانشمند را در غربت نشانه رفت، اما نتوانست دلی را که رو به سوی ایران داشت، خاموش کند. هر ایرانی، هر کجای این کرهی خاکی که بدرخشد، نوری است که از چلچراغ این سرزمین به امانت گرفته شده و روزی به خانه بازخواهد گشت. حالا علی احسانیان، با شهادت غریبانهاش، به خانه برگشته است.
راهش پررهرو، و میهنش سرافراز باد.
#شهدای_امیرکبیر | شهید علی احسانیان
گروه علمی فرهنگی چمران
(دانشکده برق - دانشگاه صنعتی امیرکبیر)
🆔️ @Chamran_AUT
Post #2718
158
- ❤ 7
- 💔 2