https://t.me/vjvhvhhvvj
جنایتکار
او برای سرقت یک نسخه ارزشمند از موزه، نمونهای جعلی آماده میکند. هنگام سرقت، نگهبان موزه کشته میشود و او متوجه میشود نسخه اصلی پیش از ورودش از موزه خارج شده بوده است.
با این حال سرقت او پوششی برای جنایت دیگری بوده است. فردی که او را استخدام کرده، از ابتدا میدانسته نسخه اصلی گم شده و میخواسته قتل نگهبان را به یک دزد نسبت دهد.
در اخر او زنده میماند و میتواند حقیقت را افشا کند، اما با این کار خودش نیز به جرم سرقت و همکاری با مجرمان متهم میشود. برای نخستین بار باید انتخاب کند که نجات خودش مهمتر است یا آشکار کردن حقیقت.