•| مدیر شعبهی جدید باند مافیایی که تازه تاسیس شده و هنوز داره برای محکم کردن جای پاش توی این هرج و مرج، تلاش میکنه. همون مدیری که پتانسیل رو توی افراد جوون میبینه و از بین اونها کسایی رو که بتونن برای تیم مفید باشن، زیر بال و پرش میگیره. ولی یه جای کار میلنگه... همون جایی که متهم میشی به خیانت علیه رئیست و باید مجازات بشی. آیا واقعیت خیانت کردی؟ نه، موضوع ترس از قدرته. اونقدری اعتماد زیردستیها رو جلب کردی که بالادستیها احساس خطر کردن و برای حذفت، پاپوش درست کردن. چی به سرت میاد؟ خب، اگه قراره به خیانت متهم بشی، چرا این رو تبدیل به واقعیت نکنی؟ پس با کارآگاهی که سایهات رو با تیر میزد، همدست میشی.|•
📜 https://t.me/lChaosherel 🦢
Post #463
71
- ❤ 1