🔴 استبدادِ لحظه:
چگونه اینستاگرام ذهنِ کتابخوان را میسازد؟
✍سینا جهاندیده
مسئلهی اینستاگرام این نیست که مردم را از کتاب دور کرده است؛ مسئلهی عمیقتر این است که ذهن را برای کتابنخواندن تربیت میکند. فضای مجازی پیش از آنکه محتوای آگاهی ما را تغییر دهد، ساختار توجه ما را تغییر میدهد. ذهنی که هر چند ثانیه با تصویری تازه، خبری تازه، شوکی تازه و موضوعی تازه مواجه میشود، بهتدریج از «ماندن» ناتوان میشود. این ذهن دیگر الزاماً نمیخواهد چیزی را بفهمد؛ میخواهد چیزی را ببیند.
فضای اینستاگرامی بر منطق تماشای لحظهای، حیرت و فراموشی بنا شده است. موضوعات بینهایتاند، اما میان آنها الزاماً رابطهای ساختاری وجود ندارد. کاربر ممکن است در چند ثانیه از سیاست به عشق، از عشق به اقتصاد، از اقتصاد به فلسفه و از فلسفه به یک ویدئوی سرگرمکننده پرتاب شود. این پرشها تصادفی به نظر میرسند، اما در واقع بخشی از منطق رسانهاند: هر امر تازه باید پیش از آنکه فهمیده شود، جای خود را به امر تازهتری بدهد.
با زبان سوسور میتوان گفت در این فضا، رابطهی همنشینی قربانی منطق جانشینی میشود. معنا دیگر عمدتاً از قرار گرفتن عناصر در یک زنجیرهی پیوسته به دست نمیآید؛ هر عنصر باید بتواند بلافاصله جای عنصر قبلی را بگیرد. صفحهی بعدی نیازی ندارد ادامهی صفحهی قبلی باشد. کافی است توجه بیشتری طلب کند. این دقیقاً نقطهی مقابل کتاب است.
کتاب از خواننده میخواهد در یک جهان بماند. صفحهی نخست بدون صفحات بعدی کامل نیست و صفحهی بعدی نیز بدون آنچه پیش از آن خواندهایم معنای کامل خود را پیدا نمیکند. خواندن، نوعی تعهد به تداوم است. خواننده باید مقاومت کند، حواس خود را جمع کند، چیزی را فراموش نکند و اجازه دهد معنا بهتدریج ساخته شود. کتاب از ذهن، زمان میخواهد؛ و زمان، چیزی است که منطق اینستاگرامی نمیتواند تحمل کند.
از همینجا باید مسئله را جدیتر کرد: اینستاگرام فقط رسانهای برای انتقال محتوا نیست؛ دستگاهی برای تولید نوع خاصی از انسان است. انسانی که به محرکهای کوتاه، تغییرات سریع و لذتهای فوری عادت کرده و برای همین، از سکون، تداوم و تأمل گریزان میشود. در این وضعیت، تمرکز دیگر یک توانایی طبیعی نیست؛ تبدیل به نوعی مقاومت میشود. حتی کتابخوان نیز از این وضعیت مصون نیست. تهدید فضای مجازی فقط متوجه کسی نیست که هرگز کتاب نمیخواند. تهدید اصلی متوجه کسی است که زمانی میتوانست سه یا چهار ساعت در یک کتاب بماند، اما اکنون پس از چند صفحه میل دارد گوشی را بردارد، صفحهای را باز کند و ببیند «چه خبر است». این لحظه، شکست کتاب نیست؛ شکست ساختار توجه است.
به همین دلیل، شاید بحران امروز بحران «فرهنگ مطالعه» نباشد؛ بحران، فرم ذهنیِ مناسب برای مطالعه است. ما ممکن است هنوز کتاب بخریم، کتابخانه داشته باشیم، دربارهی کتاب حرف بزنیم و حتی کتاب را ورق بزنیم، اما اینها الزاماً به معنای توانایی خواندن نیستند. خواندن حقیقی مستلزم توانایی ماندن در متن است؛ و فرهنگ لحظهای، پیش از آنکه کتاب را از دست ما بگیرد، این توانایی را از ما میگیرد.
در عصر اینستاگرام، دشمن کتاب الزاماً بیسوادی نیست؛ حواسپرتیِ سازمانیافته است. دشمن، نخواندن نیست؛ ناتوانی در ماندن است. و شاید رادیکالترین معنای کتابخواندن امروز همین باشد: مقاومت در برابر فرهنگی که میخواهد هیچ چیز آنقدر مهم نباشد که بیش از چند دقیقه در ذهن ما بماند.
@tabardhenasi_ketab
Post #1454
78