در دههی ۱۹۵۰، دانشمندان میدانستند که DNA حامل اطلاعات وراثتی است، اما هیچکس نمیدانست چگونه این مولکول میتواند چنین حجم عظیمی از دادهها را ذخیره و انتقال دهد. واتسون و کریک، در دانشگاه کمبریج، با استفاده از روشی خلاقانه به پاسخ رسیدند. آنها با تکیه بر قوانین شیمی و هندسه، قطعات مختلف مولکول را بهصورت فیزیکی با ماکتهای مقوایی و فلزی بازسازی کردند تا بفهمند چگونه میتوانند در کنار هم قرار گیرند.
با تحلیل دادههای پراش پرتو ایکس که رزالین فرانکلین و موریس ویلکینز تهیه کرده بودند، واتسون و کریک دریافتند که DNA از دو رشتهی مکمل تشکیل شده است که به دور یکدیگر پیچیدهاند و بازهای آلی طبق الگوهای دقیق با هم جفت میشوند. این مدل مارپیچ نهتنها ساختار مولکول را توصیف میکرد، بلکه توضیح میداد چگونه DNA میتواند خود را تکثیر کند؛ پایهای که تمام زیستشناسی مدرن بر آن استوار شد.
در سال ۱۹۶۲، واتسون، کریک و ویلکینز برای این کشف، جایزه نوبل فیزیولوژی و پزشکی را دریافت کردند. این دستاورد آغازگر عصری شد که در آن ژنتیک از دانشی نظری به دانشی تجربی و کاربردی بدل شد؛ دانشی که از مطالعهی میکروسکوپی تا درمانهای ژنی امروزی امتداد دارد.
واتسون پس از آن مسیر پژوهشی خود را به توسعهی زیستشناسی مولکولی و ژنوم انسان ادامه داد. در مقام مدیر مؤسسه Cold Spring Harbor Laboratory، او نقشی مهم در آموزش نسل تازهای از پژوهشگران ژنتیک ایفا کرد و از نخستین دانشمندانی بود که بر لزوم توالییابی کامل ژنوم انسان تأکید داشت.
چند دهه بعد، در سال ۲۰۰۷، خودش به نماد پیشرفت علم بدل شد: واتسون نخستین انسان شناختهشدهای بود که ژنوم کامل و اختصاصیاش توالییابی و منتشر شد. این کار، با استفاده از فناوریهای نوین و پرسرعت توالییابی، نشان داد رؤیایی که او سالها پیش دربارهی رمزگشایی از حیات داشت، به واقعیت پیوسته است.
✍🏻 رسانه مدال آوران المپیادهای علمی ایرانیان
📨 کانال انجمن علمی زیست شناسی
🔵 تلگرام
🟠 ایتا
🔴 شنوتو
🟣 اینستاگرام
🟣 پادکست Cellsistence
Post #312
36