من بر اساس خوشبینی افراطی به این تفاهم و با فرض اتفاق افتادنش، ۳ سناریو رو متصور هستم.
قبل از بررسی این ۳ سناریو بد نیست که حرفهای وزیر اقتصاد رو هم در نظر بگیریم که گفته همینطوریش کلی کسری بودجه داشتیم و بخاطر جنگ هم تا الان مجبور شدیم از بانک مرکزی پول قرض بگیریم. این یعنی افزایش بیسابقه نقدینگی و تصمیماتی مبنی بر افزایش نرخ بهره یا تزریق پول دولتی به بورس برای اینه که تاثیر این چاپ پول رو فعلا عقب بندازن و اثراتش رو کمتر کنن.
اما سناریو اول اقتصادی برای من، سناریو سیاسیکاری و اشتباهات گذشته است. دولت و حاکمیت برای اینکه فشار رو کم کنن و فضا رو عادی جلوه بدن، همون اشتباه دورهی اول احمدینژاد و روحانی رو دوباره تکرار میکنن و با ارزپاشی و واردات بیرویهی کالا و ایجاد بیماری هلندی، یک فضای مصنوعی ایجاد میکنن که عمر زیادی نداره و دوباره اقتصاد رو به سمت پرتگاه میبره. توی این سناریو دولت با ارزپاشی میتونه نرخ ارز رو بین ۱۶۰ تا ۱۸۰ الی ۲۰۰ نگهداره ولی تمامی سرمایههارو قفل کنه و باعث فرار سرمایه از کشور بشه. اینطوری با اولین شوک اقتصادی، کشور دوباره دچار بحران میشه. اینطوری رونقی وارد کشور نمیشه و رکود و اختلاف طبقاتی بیشتر میشه. همهجا پر از کالاهای وارداتی ولی قدرت خرید پایین و زیرساختهای فرسوده.
فراموش نکنید که عدم تحریم و درآمد ارزی به تنهایی جلوی تورم رو نمیگیرن. ترکیه هم عضو ناتوئه، هم اقتصاد بزرگتری داره و هم درآمد ارزی بیشتری داره ولی تونسته جلوی تورم و سقوط ارزش لیر رو بگیره؟ نه.
سناریو دوم برای من سناریو متوسطه. یعنی سناریو قبلی نه، ولی سناریو درست هم نه. یعنی دولت بگه ما خودمون که میدونیم وضعیت اقتصادی چقدر داغونه و چقدر مشکلات زیرساختی داریم، ولی سعی کنیم بهجای اصلاحات عمیق، خیلی کژدار و مریز رفتار کنیم تا دوباره شاهد اعتراضات اقتصادی نباشیم. سرمایه رو به سمت تولید و بزرگ کردن اقتصاد ببره و رفته رفته از تورم کم کنه. اینطوری دلاری بین ۲۰۰ تا ۲۴۰ خواهیم داشت ولی حداقل تا ۶-۷ سال طول میکشه که بتونیم به تورمهای پایین برسیم. هر لحظه هم ممکنه این مسیر با یک بحران دچار مشکل بشه.
سناریو سوم سناریو مطلوب منه. مطمئنم این سناریو مطلوب هیچکدوم از شماها نیست اما باید با حقیقت اقتصاد کنار اومد. دولت شروع کنه به اصلاحات عمیق، باز کردن بازارها، سرمایهگذاری در زیرساختها، واقعی کردن نرخ ارز و همزمان تقویت کردن مردم. یعنی گرونسازی همزمان با ایجاد چتر حمایتی. بالاخره ما باید قبول کنیم که بنزین نداریم، هواپیما نداریم، قطار نداریم، پتروشیمی و پالایشگاه نداریم، نیروگاه نداریم، آب نداریم، برق نداریم و….
توی این سناریو دولت سعی نمیکنه که بخش عرضه رو محدود کنه و دستوری کنترلش کنه، بلکه سعی میکنه بازار رو رها کنه و به سمت حمایت از تقاضا بیاد. اینطوری میتونه ظرف مدت یک سال انتظارات تورمی رو کنترل کنه و طی حدود ۳ سال به تورمهای زیر ۲۰ درصد و حتی تک رقمی حرکت کنه، بدون اینکه کشور رو دچار رکود کنه یا با ایجاد بیماری هلندی فضای فرار سرمایه رو برای رانتخوارها ایجاد کنه. اینطوری بعد از ۳ سال و پایدار شدن اقتصاد، شروع کنه به حذف صفر از پول ملی و بالا بردن درآمد و قدرت خرید مردم. یعنی سناریویی مبتنی بر واقعیتهای موجود و با نگاهی توسعهگرایانه، نه صرفا یک سناریویی که یکسال اوضاع خوب باشه و سال دوم همه چیز رو خراب کنه. توی این سناریو ما محدودهی ۲۴۰ الی ۳۰۰ رو برای دلار داریم و بعدش وارد دوران ثبات و بالا رفتن درآمد خانوار خواهیم شد.
این ۳ سناریو با فرض صحت آمارهای بانکی و اعتماد به این فضای افراطی و خوشبینی از توافقه. واقعیت اقتصاد کشور اینه و نباید فراموش کنیم که ما وارد چرخهی اول ابرتورم شدیم و قرار نیست با یک توافق همه چیز به حالت عادی برگرده.
اما درصورتی که این تفاهم و توافق اتفاق نیوفته چی؟ سناریوهای اون حالت چیه؟ بررسی کنیم؟
Post #3366
7