داستان ما و تنگه و آمریکا و پولهای بلوکه شده، داستان پیچیده و اخبار و دروغ و وعدهست. داستانی که گفتم شاید سیاست از این ستون به اون ستون فرجه پشتش باشه، اما هیچ چیزی به جر سراب نیست.
درحال حاضر تنها اهرم ایران در برابر دنیا تنگه هرمزه. تنگهای که بسته بودنش ضررهای بیشتری از منافعش داره اما برای اینکه ایران بتونه از تنها اهرمش تا حدودی استفاده کنه حداقل باید ۲ ماه دیگه این تنگه بسته بمونه.
چنین اتفاقی تا حد زیادی امکان نداره به چند دلیل. اول باعث اجماعسازی علیه ایران خواهد شد، دوم باعث از بین رفتن مزیت تنگه میشه چون وقتی از یک کارت زیاد استفاده کنی، اهمیت اون کارت از بین میره و در نهایت ضربه اقتصادی که ایران میخوره بیشتر از باقی کشورهاست.
پس ایران رفته سراغ اینکه در ازای باز کردن تنگه، چیزی دریافت کنه که تا حدودی براش صرفه داشته باشه. طرف مقابل هم این رو خوب فهمیده و یک ظرف عسل به اسم پول مقابل ایران قرار داده تا حواس ایران پرت این پول بشه.
اما برخلاف تصور ایران، چه امتیازی داده بشه، چه توافق خوبی بسته بشه، چه پولی دریافت بشه، طرف مقابل با استفاده از این ظرف عسلهایی که به ایران داده (که خیلی بعیده) دنبال تغییر رفتار و گارد ایران برای زدن ضربه بعدیه.
همین الان یک لحظه به این فکر کنید که آمریکا بگه من دیگه کارم با ایران تموم شده، ناوهام رو میبرم، نیروهام رو میبرم و خداحافظ. تنگه میتونه بسته بمونه؟ ایران توانایی داره کار خاصی بکنه و به کسی ضربه بزنه؟ پس چرا آمریکا باید امتیاز خاصی بده؟ اون هم در حالی که میتونه همین فردا بره و هیچ امتیازی هم نده و همه چیز به حالت قبل برگرده.
هدف آمریکا، ساختن یک لبنان جدید برای اسرائیله. مشروعیتزدایی از درگیری نظامی و اقتصادی با ایران. ایران درگیر ظرف عسل و توافقه، اما آمریکا به نیروهای ایرانی حمله میکنه. ایران درگیر یک پول فرضی در قطره، اما اسرائیل به حزب الله حمله میکنه. حتی بعد از این تفاهمنامه باز کردن تنگه که قبل از خبری شدنش گفتم یک تفاهمنامه تاکتیکی علیه ایرانه، اگه امضا بشه ایران سرمست تفاهم و توافقه درحالی که طرف مقابل درحال طراحی یک شبکه فشار جدید در ایران خواهد بود.
پس پشت این ظرف عسل، پشت این پنیر در تلهموش، پشت این ستون، هیچ چیزی به جز سراب نیست. سرابی وقتکُشی برای رد کردن این پیچهای خطرناک درحالی که زمان شدیدا به ضرر ایرانه.
اهمیت بازیگردانی اسرائیل و اهمیت وجههی تبلیغاتی حزبجمهوریخواه در آستانهی یک انتخابات مهم مواردی هستن که نباید نادیده گرفته بشن.
این شل کردن و سفت کردنها به این دلیله که طرف مقابل با کمترین هزینه، بیشترین دستاورد رو برای خودش بسازه و تا درگیری نظامی بعدی، هم اقتصاد خودش رو قویتر کنه و تازهتفستر بشه و هم ایران ضعیفتر و مستهلکتر.
اختلاف ایران و اسرائیل و آمریکا، اختلافهای بنیادین و ریشهایه. چنین اختلافاتی با یک تفاهمنامه و چند میلیارد دلار پول و موارد این چنینی از بین نخواهد رفت. حدفاصل جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه رو نگاه کنید تا بفهمید منظورم چیه. اون موقع هم همین حرفها و سرمستیها بود، اما ناگهان ضربه زده شد.
این شرایط و این فضا به من میگه که آمریکا درحال صاف کردن جادهی اسراییل برای درگیری بعدیه. میخواد بدون حضور خودش و با کمترین هزینه، اسراییل رو راحت کنه برای اقدامات بعدی. تا پایان سال یا نهایت ۱۲ ماه آتی، دوباره درگیری خواهیم داشت و در این بین ضربات داخلی مثل اقتصاد و درگیریهای محدود رو در دستور کار قرار میدن.
اما ما نه سرباز و فرماندهایم و نه تئوریسین سیاسی و نظامی. چی برای ما مهمه؟ اقتصاد. بریم ببینیم اقتصاد ایران به کدوم سمت حرکت میکنه؟
Post #3365
21