هجوم عشق برین جان مبتلا چه کند
بلاست این دل مسکین درین بلا چه کند
قرار می نکند با من این دلم نفسی
دلی که عاشق دلدار شد مرا چه کند
وفا همی طلبیدم ز یار عقل بگفت
زهی مکابره در بی وفا وفا چه کند
چنان خجسته و آسوده روزگار مرا
نگر که عشق چه کرد و هنوز تا چه کند
حسن دعای تو گر مستجاب نیست مرنج
زبان تو دگر و دل دگر دعا چه کند - ( امیر حسن دهلوی )
در ماتم تو دهر بسی شیون کرد
لاله همه خون دیده در گردن کرد
گل جیب قبای ارغوانی بدرید
قمری نمد سیاه در گردن کرد - ( امیر شاهی )
شام رمضان خوشست و گلگشت هراة
با نعرۀ تکبیر و خروش صلواة - ( امیر شاهی )
شادم که ز من بر دل کس باری نیست
کس را ز من و کار من آزاری نیست - ( امیر شاهی )
صراحی بدو گفت نشنیده ( ای )
تواضع ز گردن فرازان نکوست - ( امیر شاهی )
از باده های وصلش هر کس گرفته جامی
چون دور ما رسیده آهنگ ناز کرده - ( امیر شاهی )
( اندازه : ۱۹.۸ × ۱۳ سانتی متر )
( عرضه شده در حراج ساتبیز - لندن انگلستان )
#نستعلیق_بدون_رقم
#نستعلیق_قدما
#نستعلیق
@Calligraphy_Archive
Post #5080
336
