میگفت اصل اونه که چشات بخنده و اِلّا هر ننه قمری میتونه خنده رو رو لبات بیاره !! تو چشام خیره شد و گفت : آخ که نمیدونی وقتی قهوه ای سوخته ی چشای دلبر برق میزنه از ذوق چه دلی میبره بی انصاف !🤎🪵👁 #فاطمهعزتی
تو را چُنان دوست دارم که نمیدانی. نمیدانی چقدر دلم ضعف میرود زمانی که سخن میگویی و تنها شنوندهات من هستم. نمیدانی چقد دلم برایت تنگ میشود ونمیدانی چقدر در هر لحظه آرزو میکنم اینجا باشی♥️☁️
نامه ای به کسی که دوسش دارم: خواستم بهت بگم مرسی که همیشه پیشم بودی، هیچوقت تنهام نذاشتی، هر وقت خسته بودم پناهم شدی.. با اینکه خودت کلی مشکلات سخت تو زندگیت داشتی، خیلی خوشحالم که دارمت، همیشه قوی بمون خُب؟ تو قوی باشی منم قویم.. خیلی دوستت دارم!🤍
خوب که بگردی عشق رو هرجای خونه میتونی پیدا کنی؛ بین دونههای پودر ماشینی که میریزم تا پیرهن آبیت رو بشورم. بین برنجهای مخلوط شده با قرمهسبزی، که هیچوقت بلد نشدم اونجوری که باید درستش کنم؛ ولی تو همیشه با بهبه گفتن خوردیش. بین کتابایی که اون اولا واست کادو گرفته بودم، بین نامههای نادر ابراهیمی.. تووی نگاه چشمام، که گاهی بدون هیچ حرفی فقط دوخته میشه بهت. قاطی چای دارچینای عصرای پاییز و طعم عسل حل شده با شیر گرم.. حتی تووی موج موج خستگی صورتم، وقتی که خوابم. آره، عشق رو هرجای خونه که بگردی میتونی پیدا کنی؛ مخصوصاً توو کاغذی که روش مینویسم "خیلی دوستت دارم" و بعضی شبا میچسبونم به در یخچال، تا صبح وقتی داری میری ببینیش.. و تو هم پایینش برام مینویسی: من خیلی بیشتر از خیلیِ تودوستت دارم♥️🫀 #مهسا_رضائی
از صبح نگاهش کردم، تا نزدیکای غروب، هی گفت خسته نشدی؟ گفتم خسته کدوم بود؟ گفت هیچی، راحت باش. موهاش رنگ شب بود، خودش رنگ روز، یه آدم عجیبی بود، انگار خورشید باشی و همزمان ماه هم باشی❤🌙 #حمیدسلیمی