نه که فکر کنی انقدر خودخواهم؛ که همه ات را برای خودم میخواهم و همان قدر لجبازم ؛ که هیچ کسی را لایقِ داشتنت جز خودم نمیدانم یا که فکر کنی میخواهم تصاحبت کنم ؛ و فاتحِ قلبِ مهربانت ؛ فقط من باشم. من برایِ خودت میگویم حیف است حالا که این همه دل باخته ام به تو! برای من نباشی و سهمِ دیگری شوی💙💍 #فرگل_مشتاقی
صدای پای می آید از عمق تاریکی اما نه به غم به هویِ رقص انگار به پایکوبی میماند به جمعی که با هم سرود خنده سر دادند و غزلی از قلب حافظ می طلبند انار های سرخ با هندوانه های گلگون شده رسمی از دیرین ما یادگاری ماندگار جدا از همه هیاهویِ گنگ شهر جدا از تاریکی های آلوده اما شاید یک نفر درگیر مطلق شب شده یک نفر مثل من تنها در جمع مانده در اتاق در خانه در شهر همه چیز بار خاطرات را به دوش میکشد و این فضاهای عمومی ، فضای خصوصی ما و دیگران هم محسوب میشود خود مختاری یک شب دلگیر شوی صداها را نشنوی تصویر ها را نبینی تنها باشی و فریاد بکشی و این موج را منعکس کنی ما انتخاب میکنیم نگذار سرنوشت داستانی پر از تنهایی و دلگیری بنویسد بیا صداهایی که دوست داریم را بشنویم بیا تصویر هایی که میخواهیم را ببینیم و به جای غرق شدن دست به تغییر بزنیم بیا هر شب خود را یلدا کنیم با نامی از شب زندگی کنیم میشود رنگ غالب زندگی خود را از خاکستری و سیاه عوض کنیم و رنگ سبز و نارنجی قرمز بزنیم حتی با انار و هندوانه و خرمالو 🍉♥️🔗 •علیرضامسیحادم
میخواهی از نگاه کردن به او فرار کنی. پس سعی میکنی با ورق زدن کتاب توی دستت یا با کشیدن خطوط نامفهوم روی تکهای کاغذ خودت را سرگرم کنی، اما نمیتوانی. پرهیز از نگاه کردن به کسی که شوق دیدنش کلافه ات کرده، تردید مبهمت را به یقینی روشن تبدیل میکند: عاشق شده ای...🤍
آدم چقدر میتواند خوشبخت باشد که یک نفر زل بزند وسط چشمهاش و با صداقت و درایتِ تمام بگوید: تو بزرگترین شانس زندگی من بودی! آدم چقدر میتواند با کیفیت و سنجیده رفتار کردهباشد و چقدر میتواند کنار آدمِ درستی قرار گرفتهباشد!✨♥️