به نظر من دختر بهترین خلقتی بود که خدا آفرید.. مطمئنم سر آفریدن دخترا کلی وقت و حوصله خرج کرد همه مهربونیش، زیباییش، ظریف بودنش ،تو دل برو بودنِ ذاتی خودش رو داد به دخترا .. موجودی آفرید که به همه چیز اهمیت بده که اگه کسی رو دوست داره با تمام وجود دوست داشته باشه که همیشه همراه و کنار پدر مادرش باشه که اگه کسی کم آورد با زبون نرم اش به آدما دلگرمی بده که با بدنیا اومدنش به زندگی برکت بده که نور باشه که امید باشه واسه روزای سخت که همه عشقی که تو وجودش هست رو بده به آدمای عزیز زندگیش .. به نظر من خلقت دختر بهترین و شاهکار ترین خلقت خدا است که همیشه از دیدنش لذت میبره .. روزمون مبارک دخترایی که با بودنمون زندگی رو برای بقیه رنگی میکنیم😌🩷
معشوقه بودن خیلی احساس قشنگیه اینکه یکی همش نگرانت باشه حالتو بپرسه دوستت داشته باشه توو موفقیتات کنارت باشه و برات دست بزنه و توو ناخوشیات کنارت اشک بریزه... ولی عاشق بودن خیلی قشنگ تره... این که قلبت واسه یه نفر بتپه... حالا فکر کن توی یه رابطه ای باشی که عشقت رفیقت باشه... و هم معشوقه باشی و هم عاشق 🩷"
اگه اینو میخونی میخوام بدونی تو با ارزشترین چیزی هستی که تو زندگی برام باقی مونده. تو تنها کسی هستی که هنوزم بهش ایمان دارم و غصهتو با تمام روحم حس میکنم.
در من دختریست که شبها با فکر و خیال تو به خواب میره ، دختری که آرزو داره خوابتو ببینه چون تو واقعیت تورو نداره ، دختری که خیلی ازش و دوری و اون دلش واست تنگ میشه ، دختری که وقتی بیدار میشه اولین فکر هر روزش تویی ، دختری که هر لحظه ی روزشو داره به تو فکر میکنه ، در من دختریست که تنها خواسته اش از خدا "تویـــی" !
جرات کن و همانی باش که با آمدن پاییز، دست در دستِ باران می بارد می رقصد و هوایش را به هوای آسمانی گره میزند که چیزی جز پاکی و رهایی در آن پیدا نیست، آخ که پاییز جان میدهد برای دوباره ایستادن، دوباره آرام شدن.جرات کن و همانی باش که بی پرواتر از همیشه کنار خستگی هایش می ایستد و پا به پای آنهمه بغض، دوباره حال دلش را خوب میکند. جرات کن و با تمام سردی، لباس شوم عادت آدم های غلط زندگی را از تن برون کن و آسوده تر از همیشه در پاییزی قدم بگذار که از آن توست.پاییز آواز خوش پر از مِهری ست که نت به نت خبر از یک احساس شیرین میدهد تنها باید یاد گرفت رقصیدن به زیر باران، بازی با برگ های سرگردان و عاشقانه با هر باد و طوفانی زندگی کردن. وقتی تمام شهر خبر از پاییز میدهند و دلگیر از هر افتادنی به پای زخم ها اسیر میشوند جرات کن و همانی باش که با هر سلامِ پاییزی، دنیای تازه ای به روی زندگی باز میکند. . .♥️
مجنون را میگفتند که: «از لیلی خوبترانند، بر تو بیاوریم؟» او میگفت که: «آخر من لیلی را به صورت دوست نمیدارم، لیلی صورت نیست. لیلی به دست من همچون جامی است، من از آن شراب مینوشم. من عاشق شرابم و شما را نظر بر قدح است. از شراب آگاه نیستید...»♥️