🔴 جامعه ای آشنا روی بِرِدبورد !!
🔸اینجا بِرِدبورد است و ما، درگیرِ جریانی غریب
یک عده در حالِ صعود، یک عده در شیبِ نشیب
🔸آن سو «مقاومت» را ببین، از بارِ جریان سوخته
رنگش سیاه و خسته است، چشمش به فردا دوخته
🔸زیرِ فشارِ آمپر است، جز سوختن چاره نداشت
سهمش از این لوپِ بزرگ، جز داغی و پاره نداشت
🔸«خازن» ولی با اختلاس، هی بارِ خود افزون کند!
تا باد کرده میتپد، خون در دلِ گردون کند
🔸آن «رگولاتور» را نگر، ولتاژ را بلعیده است!
با هیتسینکِ گندهاش، بر حالِ ما خندیده است
🔸تنظیمِ جریان میکند، اما به نفعِ کامِ خویش
ما در خروجی سوختیم، او میبرد انعامِ خویش
🔸یکباره یک پالسِ غلط، آمد به بوبینِ «رله»
تَقّی صدا کرد و پرید، برق از سرِ این قافله!
🔸با یک خطای کوچکش، کلِ مدار از هم درید
سیستم تماماً قطع شد، او در خیالِ خود پرید
🚀 کافهالکترون | مهندسی با طعم خلاقیت ☕️
👥 گروه پرسش و پاسخ | ورود به گروه
📚 برای مشاهده آموزشهای بیشتر، به کافه الکترون بپیوندید
⚡️ @cafe_electron
Post #2712
468
- ❤ 7
- 👍 3