✍️ مایکل فرومن (Michael Froman)
رئیس شورای روابط خارجی آمریکا.
منتشر شده در: شورای روابط خارجی
۱۶ اکتبر ۲۰۲۶ | ۲۴ مهر ۱۴۰۵
پیروزی نامتقارن در جنگ ایران.
حدود هشت ماه از شروع جنگ گذشته و کارنامهاش یکدست نیست. آمریکا هدفهای روشنی گذاشت: نابودی نیروی هوایی و دریایی ایران، تضعیف توان موشکی و از بین بردن کارخانههای موشک و پهپاد. جنگ به بخش زیادی از این هدفها رسید؛ ایران توان نظامی کمتری دارد و اقتصادش زیر فشار بیشتری است.
اما این نتیجه بیهزینه نبود: ۲۱ نظامی آمریکایی و بیش از هزار غیرنظامی ایرانی کشته شدند و آمریکا بخش مهمی از مهمات حیاتیاش، مثل پاتریوت و تاد، را مصرف کرد؛ همان مهماتی که برای حفظ توانش در هندوپاسیفیک لازم است.
نکته مهمتر این است: اگر هدف عملیات «خشم حماسی» جلوگیری از قدرتنمایی ایران بیرون از مرزها بود، ممکن است نتیجه برعکس داده باشد. شاید مهمترین دستاورد جنگ، قدرت «عدم تقارن» باشد. تهران میدانست برای شکست دادن آمریکا آتش مستقیم کافی ندارد، اما فهمید با چند موشک و پهپاد و مین میتواند کنترل تنگه هرمز را به سلاحی اقتصادی تبدیل کند و بر اقتصاد جهانی اثر بگذارد.
همین فشار بر قیمت انرژی و تورم آمریکا بود که ترامپ را به توافقی با پوتین کشاند تا گازوئیل روسیه بخرد؛ توافقی که اروپا و اوکراین به آن اعتراض کردند و شکافی بین آمریکا و متحدانش انداخت.
دست ایران جای دیگر هم دیده میشود. در بریتانیا، به خاطر نگرانی از حمله تروریستی احتمالی به پایگاه هوایی فرفورد، آمریکا بمبافکنهای بی-۱ خود را بیرون کشید. در همسایگی ایران هم جنگ عربستان و انصارالله جدیتر شد؛ حمله به فرودگاه ریاض بیش از ده کشته و سیصد زخمی برجا گذاشت و مدیران ارشد پنج شرکت بزرگ انرژی سفرشان به ریاض را لغو کردند.
اینکه انصارالله با بودجهای اندک میتواند نقشه چند تریلیون دلاری یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان را به هم بزند، نمونه دیگری از قدرت عدم تقارن است.
اما شاید اثر بزرگتر روی راهبرد آمریکا در منطقه باشد. ایران سالهاست میخواهد آمریکا را از منطقه بیرون کند. آمریکا حضور نظامیاش را در سیزده پایگاه بیشتر کرده بود تا بازدارندگی بسازد، اما ایران منطق این پایگاهها را برعکس کرد: کشورهای شریک اول پایگاههای آمریکا را منبع امنیت میدیدند، حالا خودشان هدفاند. بعد از حملات ایران، آمریکا بخشی از نیروهایش را بیرون برد. اگر گرد و غبار جنگ بنشیند، آیا کشورهای شریک باز هم میخواهند این پایگاهها را بسازند و نیروهای آمریکایی برگردند؟ روند طولانی پایان دادن به جنگهای سیساله آمریکا در منطقه تقریباً قطعاً با این جنگ سرعت میگیرد.
و جای آمریکا را چه کسی میگیرد؟ خروج نیروهای آمریکایی احتمالاً یک بازآرایی شتابان در سیاست و اتحادهای خاورمیانه راه میاندازد. بدون چتر امنیتی آمریکا، کشورهای منطقه ممکن است به دیگران و به هم روی بیاورند. در بهترین حالت، این شبیه یک ناتوی خاورمیانه است: اتحادی از همسایگان همفکر برای امنیت جمعی. توافق دفاعی مشترک مکه بین پاکستان، عربستان و ترکیه یکی از احتمالات است و پیمان ابراهیم هم احتمال دیگر. و این کشورها امنیتشان را چطور تضمین میکنند؟ احتمالاً با رفتن سراغ سلاح هستهای. با توجه به اینکه هدف حملات اولیه به ایران جلوگیری از گسترش سلاح هستهای بود، طنز ماجرا اینجاست که شاید در نهایت کشورهای بیشتری در منطقه، از جمله عربستان و امارات، دنبال توان هستهای بروند.
و آینده ایران چه میشود؟ تهران امروز هم ضعیفتر از همیشه است و هم قویتر از آنچه احتمالاً خودش هم انتظار داشت؛ هر دو همزمان. چطور با حکومتی مذاکره کنیم که این را خوب میداند؟ گزارشهایی هست که آمریکا شاید تشدید حملات را برنامهریزی کند و حکومت ایران روزبهروز شکنندهتر میشود. با این حال، حکومت مقاومتر از آنچه خیلیها انتظار داشتند از خود نشان داده و اقتصاد ایران هم، یا دستکم توان مردمش برای تحمل درد اقتصادی، همینطور. این حکومت میتواند بازیگری بلندمدت در آینده ژئوپلیتیک خاورمیانه باشد؛ بازیگری که شاید همه ما مجبور شویم یاد بگیریم با آن زندگی کنیم.
🔗 https://www.cfr.org/articles/the-victory-of-asymmetry-in-the-iran-war
بقچه
بله | تلگرام
لقمه
بله | تلگرام | ایکس | ایتا
Post #1017
20