🐥 اومدممم! من جیمینم. نمیدونم چی بگم! بالاخره اومدم پیشتون، بچهها! تولدم مبارک! ممنونم! زمان چقدر زود میگذره. باورم نمیشه، دوباره تولدم شده! نمیدونم صدام رو خوب میشنوید یا نه.
🐥 همین که از خواب بیدار شدم، اومدم پیشتون. میخواستم برم سر و وضعم رو مرتب کنم... هنوز چیزی نخوردم. همین الان از خواب بیدار شدم.
🐥 اینجا الان ساعت ۲:۴۰ بعدازظهره، ولی چون توی یه شهر دیگهایم و اختلاف ساعت داریم، خوابم هم مثل همیشه نبود. با اعضا حرف میزدیم و حدود ساعت یک یا دو شب خوابیدم.
🐥 با اینکه بعد از مدتها لایو گذاشتم، چون همین الان از خواب بیدار شدم، نتونستم کار خاص و جدیدی انجام بدم.
🐥 نمیدونم چون بعد از مدتها دارم لایو تولدم رو برگزار میکنم اینطوریه یا نه، ولی نه کیکی آماده کردم و نه هیچی. ببخشید!
🐥 دارم خیلی خوب به خودم میرسم، پس لازم نیست نگرانم باشید. خیلی خوب حواسم به سلامتیم هست.
🐥 ممنونم که تولدم رو تبریک گفتید. این اواخر که درگیر تور بودیم، انگار تولدم یهو از راه رسید! همونطور که خودتون میدونید، من خیلی اهل اهمیت دادن به تولدم نیستم. برای همین، وقتی شماها تولدم رو تبریک میگید، واقعاً خوشحال میشم و ازتون ممنونم. پدر و مادرم هم تولدم رو بهم تبریک گفتن...
🐥 ...و ازم تشکر کردن که به دنیا اومدم. برای همین خیلی خوشحالم.
(بعدش رفت آب بخوره، چون تازه از خواب بیدار شده بود و گلویش خشک شده بود.)
🐥 موهام الان خیلی بلند شده و مدام دارم فکر میکنم باهاشون چیکار کنم. مرتب از اعضا نظر میپرسم و فکر کنم شاید یه کم کوتاهشون کنم. دلم میخواست این مدل رو امتحان کنم، ولی نگهداری از موهام یکم سخته. چون خیلی باهاشون راحت نیستم، دارم به کوتاه کردنشون فکر میکنم.
🐥 این روزها دیگه برنامهی روزانهی مشخصی ندارم. بهخاطر تور هم خیلی بیرون نمیرم. روزهایی که کنسرت نداریم، دوست دارم توی هتل بمونم و استراحت کنم. هرکدوم از اعضا یه جورین؛ بعضیهاشون با بیرون رفتن و گشتوگذار تجدید انرژی میکنن، ولی من ترجیح میدم توی هتل بمونم.
🐥 دارم به رنگ کردن موهام هم فکر میکنم. تازه، این قسمت موهام کوتاهه، ولی این قسمت بلنده.
🐥 «وقتی پاریس اومده بودی، خیلی خوشتیپ بودی!»
ممنونم! توی بوسان هم اینو بهم گفته بودن.
🐥 «لطفاً عینکت رو بردار!»
آها، چشمهام یه کم پف کردن. همینقدر نشونتون میدم! نمیدونم بهخاطر استرس کنسرتهاست یا چی، ولی قبلاً اینطوری نبودم و الان صورتم خیلی پف میکنه. دلم میخواد جلوی شماها خوب به نظر برسم. برای همین به اینم فکر میکنم که با موهام چیکار کنم.
🐥 کلمبیا واقعاً عالی بود. هم کلمبیا و هم پرو جاهایی بودن که برای اولین بار توشون اجرا داشتیم و واقعاً از این بابت ممنونم. ارتفاع بوگوتا خیلی زیاد بود و موقع کنسرت کاملاً تأثیرش رو حس کردم. آسون نبود. ولی وااای، بوگوتا و لیما واقعاً احساساتم رو تحتتأثیر قرار دادن. کنسرتها رو با دل و جون اجرا کردم.
🐥 دیگه خودتون هم میدونید، ولی آهنگ «Arirang» از اون آهنگهاییه که نمیدونیم کی بهمون یادش داده، اما انگار همهمون از ته قلبمون بلدیمش. برای همین، وقتی باهامون همصدا میشید و میخونیدش، واقعاً تحتتأثیر قرار میگیریم. 🥹💜
🐥 (درحالیکه پف چشمهاش رو بهمون نشون میده...)
~BTSBAR