؛
حاج آقا یکبار یک خاطره جالب را از حضورشان در جبهه نقل کردند که فرمانده دسته ما به خاطر ترس از اسارت ما اجازه نمیداد ما به خط مقدم برویم.
ایشان میگفت که فرمانده لشکر شهید شمخانی بودند. به من گفتند که اگر آقای شمخانی اجازه بدهد میتوانی به خط مقدم بروی و اگر اجازه نداد من اجازه نمی دهم بروید.
ما رفتیم سمت سنگری که آقای شمخانی خواب بود. من به دفترش یا معاونش گفتم که من میخواهم آقای شمخانی را ببینم. گفت نه نمی شود چون الان خواب هستند.
می گفت با صدای ما آقای شمخانی از جا پرید. پرسید ها چی شده؟ چیه؟! گفت هیچی ایشان میخواهد برود خط مقدم.
آقای شمخانی گفت: خب برود! برو آقا!. ناراحت شده بود که از خواب پریده و در اوج خستگی خوابشان به هم ریخته بود.
حاج آقا میگفت من تا آقای شمخانی ویندوزش بالا نیامده بود که چی گفته دویدم و رفتم سوار ماشین شدم و رفتم خط مقدم 😁
#امام_شناسی
Post #35606
62
بسیج دانشجویی استان کرمانشاه 🇮🇷 ؛ یک موضوع که به سبک مدیریت ایشان مربوط میشود جمع بین اخلاق و صراحت است. وی به شدت آدم اخلاقی در ضمن آدم صریحی هستند. یک جایی یکی از مسئولان که احتمالاً هدفش هم نوعی استفاده از این ارتباط بود، وقتی به حاج آقا گزارش داد و گفت ما این موضوع را با فلان مسئول…

- 🤣 1